راستش نمیدونم چی بگم و چی جوری شروع کنم
اخه من جلو کسایی که دوسشون دارم نمیتونم اون جوری که میخوام حرف بزنم و از احساسم بگم
من قدیم فک میکردم هرچی بیشتر بایکی وقت بگذرونی و بیشتر همو ببینی بیشتر دوستش داری و دلت براش تنگ میشه
اما الان میفهمم نه این جوریا هم نیست اخه من با تو بیرون نرفتم ن به قول ی رفیقی چسب زخمتم نیستم اما از اعماق وجودم دوست دارم
تو را بدون دلیل دوست دارم، دلم برات تنگ میشه
اگه باهام حرف نزنی دلم میگیره
تو برام مثل رنگ ابی میمونی همونی که با نگاه کردن بهش دلم گرم میشه ، حالم خوب میشه
برام مثل بوی قرمه سبزی مامانمی که با دنیا عوض نمیکنم
برام مثل چایی میمونی که دور از چشم مامانم میخورم و بهم خیلی مزه میده
وقتی باهات حرف میزنم انگار دارم کنار اتیش شیرکاکائو میخورم
وقتی باهام قهری انگار شیر کاکائوم ریخته روقسمت خاکی فرش
تو برام از اون چیزی که خودت و همه فک میکنن خیلی عزیز تری
ادم هیچ وقت اولیناشو یادش نمیره تو اولین منی
اولین ادمی که با شاخه گل ابی کنار نیمکت دوم ردیف وسط طبقه اخر مدرسه شهید حسینی تولدما تبریک گفت و اولین گل زندگیما بهم داد
تو گفتی شبیه سیگار استفاده شده میمونی ؟ میدونی چه وقت ادما سیگار میکشن ؟ وقتایی که خیلی حالشون بده چون فک میکنن سیگار ارومشون میکنه تو ارامش بخش خیلی ها هستی خودت خبر نداری
تو دست گل پر از گلای رز ابی منی تو ی لیوان شیر کاکائوی خنک ساعت ۳ دقیقا وقتی که برق رفته همون قدر لذت بخشی برام
تو خواهر نداشتمی که همیشه ارزوشا داشتم
تولدت مبارک محیای عزیزم
ماه بانو
راستش نمیدونم چی بگم و چی جوری شروع کنم اخه من جلو کسایی که دوسشون دارم نمیتونم اون جوری که میخوام
شرمنده دیروز انتن نداشتم ولی به یادت بودم
خیلی دلم میخواد الان محکم بوست کنم 😘
من رو به کسی بفروش، که وقتی مشکل داشتی قبل از من برسه..
غیر از این باشه؛ خودتو فروختی
هدایت شده از اتاقِ آبی!
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تولدت مبارک آقای ز دیده نهان اما در دل عیان🌱