eitaa logo
بسیج دانشجویی علوم پزشکی مشهد
2.2هزار دنبال‌کننده
5.7هزار عکس
275 ویدیو
56 فایل
🔸قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَىٰ وَفُرَادَىٰ🔸 🔹بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی مشهد🔹 🔻 صفحه رسمی ما در آپارات: https://www.aparat.com/mums_b1 🔻 آیدی ارتباطی: @Basijmums
مشاهده در ایتا
دانلود
💢 کمک ترامپ رسید؛ «قسمت چهارم» ✍️ روایت تهران | روز سوم تیم اعزامی از بسیج دانشجویی مشهد 🔸روز بارانی در تهران: 🔹و حالا نوبت آماده‌سازی پنجره‌هاست. به داخل خانه‌ها که نگاه می‌کنی چیزی جز خرده‌شیشه نمی‌بینی؛ خرده‌شیشه‌هایی که روزی پنجره اتاق کودکی بوده که هر صبح از پشت آن به جهان روبه‌رویش نگاه می‌کرده است. 🔹گستردگی تخریب‌ها کم نیست. در بعضی از خانه‌ها نزدیک به یک ماه است که به جای شیشه، پلاستیک کشیده شده و هنوز پنجره‌ها نصب نشده‌اند. 🔹چند روز قبل گروهی برای اندازه‌گیری به منازل رفته بودند. حالا اندازه‌ها به کارگاهی رسیده که ما در آن مشغول کاریم؛ کارگاهی جهادی و خودجوش که با حمایت مردم شکل گرفته است. 🔹اینجا هرکسی مسئول بخشی از کار است؛ یکی شیشه‌ها را جابه‌جا می‌کند، یکی اندازه‌ها را آماده می‌کند و دیگری برش می‌زند تا شیشه‌های خام کم‌کم شکل پنجره بگیرند. 🔹بعد از آماده شدن، پنجره‌ها به منازل منتقل می‌شوند و توسط گروهی از جهادگرانی که در محل حاضر هستند نصب می‌شوند. (ادامه دارد...) 🇮🇷 @mums_b
💢 کمک ترامپ رسید! «قسمت پنجم» ✍️ روایت تهران | روز سوم تیم اعزامی از بسیج دانشجویی مشهد 🔹آموزش شیشه بری و اندازه گیری 🔹انتقال و تحویل پنجره به منازل 🔹برش و آماده‌سازی پنجره 🔹نصب پنجره ها 🇮🇷 @mums_b
خون دلی که لعل شد.mp3
زمان: حجم: 3.9M
📍اپیزود دوم 📚«خون دلی که لعل شد» 📌خون دلی که لعل شد؛ دریچه‌ای کوچک به روح بزرگ امام شهید انقلاب... 📜 روایتی از روز های تبعید، زندان و مبارزات رهبر شهید... ✍ 🇮🇷 @mums_b
◾️پرستار دانشگاه؛ «حسین عشقی» به درجه رفیع شهادت نائل آمد ▫️پرستار رسمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد؛ شاغل در مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی شهید هاشمی‌نژاد مشهد ▫️عضو فعال بسیج جامعه‌ پزشکی خراسان‌ رضوی 💢 طی مأموریت در شهر تهران، توسط رژیم غاصب و سفاک اسرائیل به فیض شهادت رسید... شهادت این همکار گرانقدر را به خانواده معزز ایشان، همکاران و عموم مردم شریف ایران تسلیت و تبریک عرض می‌نماییم. 🇮🇷 @mums_b
💢 کمک ترامپ رسید؛ «قسمت ششم» ✍️ روایت تهران | روز چهارم تیم اعزامی از بسیج دانشجویی مشهد ✍ و حالا تهران؛ زادگاه شهدای نسل جدید! 🔹 روند کار مشابه روزهای قبل است؛ تیم‌بندی شده‌ایم. امروز بار شیشه‌های خام با تأخیر می‌رسد. گروهی از بچه‌ها که وظیفه نصب سفارش‌های روزهای گذشته را دارند، زودتر از بقیه وارد محل می‌شوند و کار نصب را آغاز می‌کنند. در مسیرشان به منزلی می‌رسند که پیرزن مسنی در آن زندگی می‌کند؛ تمام پنجره‌های خانه‌اش فرو ریخته و خانه غیرقابل سکونت شده. بچه‌ها دستی به کار می‌کشند تا نصب پنجره‌های او زودتر انجام شود. 🔹گروه دیگری کمی بعد اعزام می‌شود تا اندازه‌گیری منازل باقی‌مانده را شروع کند. مابقی تیم هم در کارگاه می‌مانند تا در برش و آماده‌سازی شیشه‌ها کمک کنند. 🔹اما از این‌ها که بگذریم، شب مهمان منزلی در شمال‌شرق تهران بودیم؛ منزلی که حالا حدود یک ماه است «خانه شهید» شده. شهیدی دقیقاً از جنس خودمان؛ «شهروندِ ساده» 🔹پدرش با بغض از متانت و ادبش می‌گفت؛ آن‌قدر آقا و مؤدب بوده که پدرش در برابرش احساس شرم می‌کرده است. مادرش با گریه تعریف می‌کرد که هیچ‌وقت از خانه بیرون نمی‌رفته مگر اینکه اول دست او و پدرش را ببوسد. خلاصه اینکه از رفتار و خلق‌وخویش کاملاً راضی بودند. 🔹می‌گفتند یکشنبه عصر، روز بعد از شهادت آقا، وقتی مثل خیلی از آدم‌های این شهر درگیر امور روزمره بوده، بر اثر انفجار موشک در خیابان به شهادت می‌رسد. 🔹به نظر من اما، غم دوری رهبرش را زیاد تاب نیاورده. و به قول پدرش: «حسین از ابتدا انگار مال این دنیا نبود.» (ادامه دارد...) 🇮🇷 @mums_b