مکثی کرد و نوشت:
”ممنون که در دلم ریشه دواندی”
در جواب برایش نوشتم:
“خاکت خوب بود؛ من گیاهی نیمهجان بودم خسته از زیستن و از ماندن
هوای تو سبزم کرد.”
-با آنان که نا امیدت نموده بودند
چگونه تا کردی؟
+هیچ
گذشتم
«انگار که هرگز نبودهاند.»
من با نشدن مشکلی ندارم. با نشونههایی از شدن، با امیدهای الکی، با فکرِ شدن مشکل دارم.
البته که دخترا برای هم آرایش میکنن
مگه پسرجماعت فرق رژمکه ای رو با لیپگلاس یک تومنی میدونه؟