زندگی اینجوریه که
قویای
قویای
قویای
قویای
یهو لیوان از دستت میوفته زمین،
میزنی زیر گریه
میخواستم یه متن بلند درمورد اینکه چه حسی دارم برات بفرستم، ولی فهمیدم چیزیو تغییر نمیده.
آدما فکر میکنن میشه برگشت، میشه جبران کرد، میشه معذرت خواست، میشه توضیح داد،
اما چیزی که آدما بهش فکر نمیکنن اینه که هرچیزی یه زمانی داره.
از زمانش که گذشت دیگه بود و نبودش فرقی نداره.
وقتی از زمان درستِ یه چیزی بگذره، دیگه هرکاری هم بکنی قابلِ جبران نیست.
آدما همیشه اشتباه میکنن.
قهوه اش را تمام کرد و گفت :
چطور اینقدر دیگران را خوب دلداری میدهی؟
خندیدم و گفتم حرف هایی را میزنم که دوست داشتم دیگران برایم بگویند!
یه سری آدما هستن، که وقتی بهونه ای برای رفتنشون ندارن شروع میکنن به عیب گذاشتن روی تو و کوچکترین رفتارهات. و انقدر این کارو تکرار میکنن تا خودت هم باورت بشه واقعا یه مشکلی داشتی و اون طرف با دلیل رفته و تهش تو میمونی و فکر اینکه مگه من چه مشکلی داشتم؟! مگه من چی کم گذاشته بودم؟!
تا قبل از اینکه این جور آدما بتونن با حرفاشون کامل ذهنیت شمارو نسبت بخودتون عوض کنن سعی کنین کامل ازشون دوری کنین..
من ازجمله ی "فدای سرت" خیلی خوشم میآد، بهم حس امنیت میده. اینجوریه که فدای سرت داری گند میزنی به همه چیز، فدای سرت غذا سوخت، فدای سرت چای ریخت، فدای سرت نمرت کم شد، فدای سرت نتونستی، فدای سرت نشد، نرسید، نرفتی، نیومدی، فدای سرت.🩰🎀