حالا یهو یگانه از اونطرف : زندایی [ بقیه صداش میکنن زندایی] مبینا هیییچی از کارِ خونه بلد نیستا ، کوچولوعه
من : عزیزمم؟(:
آره دیگه خلاصه بعدش راهمون جدا شد😭😂
منو یگانه یه جا رفتیم فروشگاه ، بعدشم اگه خدااا بخواد اومدم خونه😔
هدایت شده از داوش فندک داری؟
نفری یه صلوات میفرستید تا چیزی مهمی که گم کردم رو پیدا کنم ؟؟ خیلی واجبه.
-NoteBook
0:23 منو حالا نوازش کن، که این فرصت نره از دست.. شاید این آخرین باره، که این احساسِ زیبا هست✨!
0:43 منو حالا نوازش کن،
همین حالا که تب کردم ...
من وقتی دلم برای یکی تنگ میشه ، خدا :
خب امشب خوابشو ببین فردا بیشتر دلت تنگ بشه.