ولی خب من که از رو نمیرم ، هی بیشتر آب طالبی میخورم تا ببینم گلوم پررو میشه نسبت بهش یا نه🥰😂
از دیروز یه سوژه توپ دادم دستِ مامانم
خدا نکنه غر بزنم سر یه کاری ، دقیقا همونو هی واسم مرور میکنه🤣
و من اینطوریم که به ابلفض حق با توعه خودمم میدونم این یکیو دیگه😭😂
سر شام هم باز یه چی گفتم و مامانم چپ چپ نگام کرد ، بعد من فهمیدم منظورش همین سوژهس ، جفتمون خندمون گرفته بود😂
بعد بابام اینطوری بود : چه چیز خنده داری اتفاق افتاد؟ من متوجه نشدم
من : هیچی هیچی خودم فهمیدم داستان چیه:)
هدایت شده از یرالتی .
موقع برگشت یه سوتی ریزی دادم که ایشالا بابای مبینا متوجه نشده باشه
هدایت شده از یرالتی .
یکی از اشناها رو دیدم از تو ماشین و براش سر تکون دادم و اونم همین کارو کرد
مبینا : کی بود ؟
من : مامان اقای ایکس