eitaa logo
دانلود
هدایت شده از یرالتی .
مبینا : مامانش خوشگله چرا خودش زشته من با صدای بلند : حتی پسرخاله‌هاش هم خوشگلن ولی خودش زشته
هدایت شده از یرالتی .
مبینا اونجا داشت خودزنی میکرد :))))))
هدایت شده از یرالتی .
یه بارم به جای اینکه اسم داداششو بگم اسم کراششو پیش مامانش گفتم :)
بچه ها یگانه تا منو به ga نده آروم نمیشه اصلا(:::
هر سری ازین سوتیا میده تا مرز مرگ میرم😭😂
هدایت شده از یرالتی .
سرکلاس استاد داشت برای مبینا درس جدید مینوشت
هدایت شده از یرالتی .
من داشتم با ایما و اشاره میگفتم چه جوری مصدوم شدم : مبینایی که از خنده پاره شده بود :
هدایت شده از یرالتی .
حالا من هی با ایما و اشاره میگفتم اینجوری شد اونجوری شد ، مبینا : بخدا نمی‌فهمم چی میگی من : دیگه نمیتونم مبینا : اها فهمیدم🤣🤣🤣
-NoteBook
من داشتم با ایما و اشاره میگفتم چه جوری مصدوم شدم : مبینایی که از خنده پاره شده بود :
بچه ها وضعیت اینطوری بود که همدیگه رو نگاه میکردیم گسسته میشدیم از خنده دیگه به جایی رسیده بودم که نگاش نمیکردم ، کلا نگام به پنجره‌ی رو به روم بود😂😂
هدایت شده از یرالتی .
وقتی بدون اینکه حرفی بزنیم هم از خنده‌ پوره میشیم :
وای بچه ها اومدم خونه ، دیدم داداشم با حالت کاملا شیطنت وار تو اتاقمه بعد یه طوری داشت نگام میکرد که انگار یه حرکتی زده که قراره از دستش عصبی بشم
وقتی دیدمش اولین چیزی که گفتم این بود : خودت اعتراف کن چه غلطی کردی☺🧘🏻‍♀️. بعد کاملا جدی به بالم لبم اشاره کرد ، اینطوری بود : اممم خودت برو اونو نگاه کن👈🏻👉🏻