قبلا خونشون تهران بود و نزدیک هم بودیم ، برای همین هر روزه هفته با همدیگه بودیم کلا
چند سال بعدش تقریبا 8سالمون اینا بود ، خونشونو عوض کردن اومدن شمال برای همین مثل اونموقع با هم رفت و امد نداریم
امشب نمیدونم چیشد یهو بحثمون رفت سمت بچگیمونُ اینا
همینجوری داشتیم همه چیزو مرور میکردیم
حقیقتا به این پی بردم که چقدر لجوج بودم اون موقع🤣
همیشه باید چیزی که من میگفتم انجام میشد😭😂
میخواستیم بریم بیرون دور بزنیم ولی هوا انقدررر گرم و شرجی بود که دیگه نتونستیم ادامه بدیم و زنگ زدم بابام اومد دنبالمون😔😂