نمیتونم تعادلو برقرار کنم که کم نذارم برا چیزی ولی هی نمیشه و حس جر خوردن داره بهم دست میده
امتحانو میخونم ، پرسش و کوییز و تکلیفای روتین کلاس رو عقب میمونم
میام اونارو انجام بدم ، امتحانام میمونه
هدایت شده از [حیاط پشتی]
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با این کوشته میشم وژمسمژمسمژمسکژکی
از صبح مبینا انقدر خونده افتاده تو دهنم(:
وای خیلی پاره کنندهس نمیتونمش(:
هر زنگ امروز منو فاطمه اینجوری بودیم : ماهی اوزون بورون ماهی قزل آلا😭🤣
ینی فقط یکی دو ساعت رفتیم بیرون ،
یه اتفاقایی افتاد که جفتمون داشتیم سکته میکردیم.
واقعا درک کردن یه سری مردم غیر ممکنه
همه چیز هم بر میگرده به اون فهم و شعوری که طرف باید خودش داشته باشه که نداره