الان فقط نیاز به کسی دارم که بتونم واقعیتِ درونمو پیشش نشون بدم و خودمو خالی کنم پیشش و اونم بدونِ هیچ قضاوت و بداخلاقی به حرفام گوش بده و منو تو بغلش جا بده تا حالم خوب بشه.
ولی تا میام حرف بزنم یا بقیه از من بدبخت ترن ، یا درکم نمیکنن ، یا میگن زندگی همینه باید باهاش کنار بیای تا بگذره
من خودمم همه اینارو میدونم ولی بعضی وقتا فقط نیاز دارم یکی بغلم کنه و بهم امید بده جای اینکه سرزنشم کنه
مغزم وقتی میام حرف بزنم و یکم خودمو خالی کنم :
خب وقتشه گریه کنی و نتونی حرف بزنی.