eitaa logo
دانلود
خدا نکنه بچه مچه تو خونه باشه [مهمون داریم] همشون با هم دست به یکی کردن منو بیدار کنن.
اومده نشسته رو تختم یه جوری تختمو تکون میداد و رو repeat هی صدا میکرد مبینا بیدار شو ، گفتم من که هیچی ، همسایه پایینی هم بیدار شد.
وضعیت؟ عالیه.
دارم پاهامو از دست میدم
وای بچه ها بیایید یه خلاصه‌ای از امشبو براتون تعریف کنم
قرار بود غروب عموم اینا برن بیرون دور بزنن ، بعد به من گفتن که میرم باهاشون یا نه اول گفتم نه احتمالا با یکی از دوستام بخوام برم بیرون بعدش دیدم اون کنسل شد ، بهشون گفتم خب پس منم باهاتون میام
بعد اره خلاصه رفتیم بیرون ، داشتیم میگشتیم که بعدش خیلی عادی رفتیم یه جا بشینیم همینکه نشستیم و یکم از شلوغی دور شدیم ، یهو پسر عموم برگشت گفت "شک نکنین اگه مبینا میخواست با دوستش بره بیرون من با شما نمیومدم بیرون دیگه ، با مبینا و دوستش میرفتم"
تا اینو گفت موود من اینجوری شد : 😳🤣👍🏼
بعد دو ساعت کلا اینطوری بود : ای بابا حیف شد مبینا دوستتو نمیبینم
حالا از اینا بگذریم ، بیرون که بودیم منو پسر عموم داشتیم دوتایی راه میرفتیم کلا ، بعد بعضیا یه جور نگاه میکردن که انگار دست دوس پسرمو گرفتم دارم تو شهر دور میزنم😐😂
هدایت شده از شاید‌ زیبا ~
من بسیار آدم“ نکنه پیام بدم، بگه اَه باز این پیام داد” ای هستم.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا