هدایت شده از شاید زیبا ~
من بسیار آدم“ نکنه پیام بدم، بگه اَه باز این پیام داد” ای هستم.
یه جوووری همه چیز دست به یکی میکنن تا صدا از خودشون تولید بکنن که اصن خودتم کرک و پرات میریزه چه برسه به اون کسی که خوابه.
الان بیرون بودم یه سری چیزا دیدم که واقعا فهمیدم دنیا خیلی کوچیکه ، و ما بخش خیلی کوچیکتری از همین دنیای کوچیک ..
فقط تو فاصلهی چند کیلومتر ..
هم خانوادهای رو دیدم که عزیزشونو از دست دادن و هم خانوادهای رو دیدم که دم تالار عروسی وایساده بودنُ بزن برقص داشتن،
هم رفتگری رو دیدم که تا همین موقع شب داشت کار میکرد و هم پسر جوونی رو دیدم که یه ماشین مدل بالا زیر پاش بودُ داشت با رفیقاش عشق و حال میکرد،
هم کاپلی رو دیدم که تو یه رستورانُ کافهی شیک نشسته بودن و هم کاپلی رو دیدم که گوشه خیابون با هم خوش بودن!