eitaa logo
دانلود
خسته‌ی خستممم
اومدیم شهرستانمون بعد هر سال شام غریبان اینجوریه که بعد از اذان مغرب از یه محله‌ شروع میکنن حرکت کردن و 7تا محله رو همینجور میگردن و سینه زنی دارن کلا
آره خلاصه ، اول نمیخواستم برم تنبلی داشت بهم غلبه میکرد ولی انگار اگه نمیرفتم رو دلم میموند بعد آره ، ساعت 7.30 اینا بود رفتیم یه عااالمه جمعیت همه با هم 7تا محله رو داشتیم میرفتیم
انقدر مسیر زیاد بود فکر کنم قشنگ یه دور کل شهرو گشتیم پیاده
هر طرفو نگاه میکردم آشنا میدیدم(::
تا 11.30 اینا طول کشید تا تموم بشه کلا دیگه هیییچ جونی برام نمونده انقدر که خسته شدم
خلاصه که پسندیدم امشبو ، جدی نمیرفتم رو دلم میموند
از خستگی زیاد خوابم نمیبره😐
این چه فازیهه