eitaa logo
دانلود
-NoteBook
شب بخیر.
شب بخیر.
هدایت شده از ‌↯ژولیت
یه برش از امروز رو بگم
هدایت شده از ‌↯ژولیت
بعدشم کلاس شیمی داشتیم و استادش خیلیییی مهربون و با حوصله ست😭
بچه ها بزارید این وسط اینم بگم😂😂
من عطرمو عوض کردم ، بعد کل تایم کلاس فاطمه اینجوری بود: خیلی خوشبوعه مبینا ، بزار گازت بگیرم ، میخوام عطررو بخورم انقدر خوشبوعه
و من در حال گسسته شدن بودم به خاطر حرفاش😭🤣
هدایت شده از ‌↯ژولیت
و بعدشم با مبینا اومدیم بیرون انقدررر خیابونا شلوغ بود که نصف راه تو خیابون بودیم.
هدایت شده از ‌↯ژولیت
و خب روز پر فعالیتی بود.
من یه جایی کار داشتم و یکم دور شده بودیم از مسیر خونه بعد چون دیر وقت بود مامانامون زنگ میزدن که برگردیم خونه
بعد آخر سر که مامان فاطمه زنگ زد بهش ، گفتیم آره یه خیابون دیگه مونده داریم میاییم نزدیکیم حالا ما کجا بودیم؟ 5 تا خیابون اونور تر بودیم:) کل مسیرو داشتیم میدویدیم تو خیابون که برسیم:)
نفس نمونده بود واسم😭😂😂
There's things I wanna talk about.. But better not to give; Like if you hold me without hurting me, You'll be the first who ever did...!