من عطرمو عوض کردم ، بعد کل تایم کلاس فاطمه اینجوری بود:
خیلی خوشبوعه مبینا ، بزار گازت بگیرم ، میخوام عطررو بخورم انقدر خوشبوعه
هدایت شده از ↯ژولیت
و بعدشم با مبینا اومدیم بیرون انقدررر خیابونا شلوغ بود که نصف راه تو خیابون بودیم.
من یه جایی کار داشتم و یکم دور شده بودیم از مسیر خونه
بعد چون دیر وقت بود مامانامون زنگ میزدن که برگردیم خونه
بعد آخر سر که مامان فاطمه زنگ زد بهش ، گفتیم آره یه خیابون دیگه مونده داریم میاییم نزدیکیم
حالا ما کجا بودیم؟ 5 تا خیابون اونور تر بودیم:)
کل مسیرو داشتیم میدویدیم تو خیابون که برسیم:)
There's things I wanna talk about..
But better not to give;
Like if you hold me without hurting me,
You'll be the first who ever did...!
چیزایی هست که میخوام دربارشون صحبت کنم
اما بهتره که بهت نگم؛
اگه در آغوشم بگیری بدون اینکه بهم آسیب بزنی،
اولین نفر خواهی بود...
تا کنار منی ..
نمیترسه دلم!
بغلم کن ،
ازم همه چیمو بگیر؛
بزار گریه کنم
پیش تو دل سیر(: