eitaa logo
دانلود
به خدا که انگار وعده شام من چند قسمتیه:) یکیش ساعت 9 اینا بعدش 11 تا 12 آخریشم بین 1 تا 2:)
جوری که فهمید قراره چی بگم بهش😔🤣
-NoteBook
شب بخیر.
شب بخیر.
هدایت شده از داوش فندک داری؟
ولی امروز خیلی بهم خوش گذشت🤌🏻
هدایت شده از داوش فندک داری؟
دیشب مبینا خیلی اصرار داشت که امروز بریم بیرون و با مقاومت‌های من اومد خونمون😏. چون حوصله بیرون رفتن نداشتم و خیلی خسته بودم : )
هدایت شده از داوش فندک داری؟
خلاصه ساعت ۵ اینا اومد ، به جای اینکه زنگ در خونه رو بزنه زنگ زده به گوشیم میگه یگانه من دم درم درو باز کن :))) بعد میگفت طبقه چندم بودید؟ : )
هدایت شده از داوش فندک داری؟
خلاصه اومد و نیم ساعت اول خیلی معذب تو هال نشسته بود[چون بابام خونه بود] و تو اتاق نمیرفتیم چون گرم بود گرمممم.
هدایت شده از داوش فندک داری؟
بعدش چون لوازم آرایشی لازم داشتم گفتم بیا باهم از جنسام چیز میز برداریم برای خودم مبینا هر لحظه : این چه خوشگلههه چه خوشبوعه می‌خوامشش😭🤌🏻
بچه ها خیلی جلوی خودمو گرفتم که ورشکست نشم اونجا😔🤣
هدایت شده از داوش فندک داری؟
مبینا هم لاک میخواست و براش کنار گذاشتم ماسک هم برداشتیم تا بزنیم تو فاز مسخره بازی :) [انگار قبلش مسخره بازی درنمیاوردیم]
هدایت شده از داوش فندک داری؟
همیشه به دوستام قبل از اینکه بیان میگم شلوار راحتی بیارن با خودشون چون حس خوبی بهم نمیده با شلوار بیرونی بشینن و حرف بزنیم
هدایت شده از داوش فندک داری؟
+ مامانم نزاشت شلوار راحتی بیارم می‌گفت مگه میخوای شب بمونی ؟ - میخوای شلوار بدم بهت ؟ + نه بابا نمیخواد دو دقیقه بعد مبینا : یگانه یه شلوار به من میدی :)