هدایت شده از داوش فندک داری؟
بعدش چون لوازم آرایشی لازم داشتم گفتم بیا باهم از جنسام چیز میز برداریم برای خودم
مبینا هر لحظه : این چه خوشگلههه چه خوشبوعه میخوامشش😭🤌🏻
هدایت شده از داوش فندک داری؟
مبینا هم لاک میخواست و براش کنار گذاشتم
ماسک هم برداشتیم تا بزنیم تو فاز مسخره بازی :) [انگار قبلش مسخره بازی درنمیاوردیم]
هدایت شده از داوش فندک داری؟
همیشه به دوستام قبل از اینکه بیان میگم شلوار راحتی بیارن با خودشون چون حس خوبی بهم نمیده با شلوار بیرونی بشینن و حرف بزنیم
هدایت شده از داوش فندک داری؟
+ مامانم نزاشت شلوار راحتی بیارم میگفت مگه میخوای شب بمونی ؟
- میخوای شلوار بدم بهت ؟
+ نه بابا نمیخواد
دو دقیقه بعد مبینا : یگانه یه شلوار به من میدی :)
هدایت شده از داوش فندک داری؟
شلوارم تو تنش زاررر میزد 🤣🤣
ولی خب بهش میومد ، بالاخره شلوار منه دیگه.
هدایت شده از داوش فندک داری؟
خلاصه ماسک و اینارو زدیم کلی عکس و فیلم سم تولید کردیم و این قسمت رو بخاطر عکس و فیلمای سمش پسندیدم😔
هدایت شده از داوش فندک داری؟
بعدش قسمت موردعلاقم ، یعنی خوراکی خوردن بود نشستیم با فیلم موردعلاقممون خوراکی خوردیم🦦
هدایت شده از داوش فندک داری؟
ولی بعدش دیدیم نه خیلی جو سنگین شده پس تصمیم گرفتیم که باب اسفنجی ببینیم :)🤣