هدایت شده از داوش فندک داری؟
بعدش قسمت موردعلاقم ، یعنی خوراکی خوردن بود نشستیم با فیلم موردعلاقممون خوراکی خوردیم🦦
هدایت شده از داوش فندک داری؟
ولی بعدش دیدیم نه خیلی جو سنگین شده پس تصمیم گرفتیم که باب اسفنجی ببینیم :)🤣
خلاصه بعد از همه این کارا ، تصمیم گرفتم یگانه رو آرایش کنم که ای کاش این تصمیمو نمیگرفتم
یه نیمه صورتش افتضاح شده بود از گندی که زدم
ولی یه نیمه خیلی خوشگل شده بود از حق نگذریم😔🤣
بعد گفتم بزار تنها نباشه اومدم برا خودم خط چشم بکشم
یه چشممو جوری خط چشم کشیدم که شبیه آرایش خانومای دهه شصتی شد:)
اون یکی چشمم زیبا شده بود حلسفحعث
آره خلاصههه😂
بعدش میخواستم لاک بزنم یگانه گفت نهه بزار من بزنم واست
اومد ناخنامو لاک بزنه و قشنگ داشت تر میزد:)
حالا منم سر لاک زدن حسااس همینجور سرش داشتم غر میزدم ، داشت با روح و روانم بازی میکرد قشنگ😭😂
دیگه منصرفش کردم ازینکه برام لاک بزنه و میخواستم خودم ادامه کارو انجام بدم که مامانم زنگ زد گفت آماده شم بابام بیاد دنبالم
یه دستم همینجور بدون لاک مونده بود:))
تو همون فاصله ای که آماده شده بودم و منتظر بابام بودم ، دوباره رفتیم چیز میز بخوریم😔😂
ناگفته نماند که یگانه هم منو از شکلات و لواشک تامین کرد تا آذوقه راهمو داشته باشم🤣