همه با یه علامت سوال بزرگ بالا سرمون ، اومدیم پایین که ببینیم داستان چیه
اومدیم دیدیم شوهرعمم تقرییا 10 ، 15 تا ظرف چیده که تو بعضیاش خوراکی بود ، تو چند تاش هم پول
بعد ما باید با سنگ پرتاب میکردیم و سنگه تو هر کدوم میوفتاد ، چیزی که تو اون ظرف بود برا ما میشد
اولای مسابقه فقط هم سن و سالای منو خلاصه بچه ها بودیم
بعد اخراش ، فقط یه ظرف مونده بود که ما هر کار میکردیم سنگ نمیوفتاد تو ظرفه
انقدر هیجانی شده بود که کل فامیل یهو اومدن و همه داشتن سعی میکردن که اون ظرفو هدف بگیرن😭😂
بعد از کلی تلاشِ متداول و تقریبا یک ساعت ،
بلخره پسر عمم موفق شد سنگو بندازه تو ظرف و توی اون هم پول بود طتنسوست
آره دیگه بقیهش هم در حال عکس گرفتن لب دریا بودیم
و خلاصه خوش گذشت تسنسوسنش✨🧘🏻♀️