وای بچه ها امروز با مامانم رفته بودیم بیرون ،
از جلوی یه ساختمون رد شدیم [کاملا شبیه یه خونه عادی بود] که صدای آهنگش انقدر زیاد بود تا بیرون هم صداش میومد
بعد من خیلی جدی برگشتم گفتم مامان نگاه کن پارتی گرفتنا
مامانم با حالت تاسفِ زیاد : مبینا اینجا باشگاهه🙂
من : -------