هدایت شده از ↯ژولیت
اولش که بچه ها اتوبوسو ترکونده بودن و منو مبینا که دوتا یُبسیم کنار هم این شکلی بودیم: 🙂
هدایت شده از ↯ژولیت
وقتی رفتیم رسیدیم اکیپی کل کاخو آباد کردیم و خدایی فکر نمیکردم اکیپی انقدر بهمون خوش بگذره.
هدایت شده از ↯ژولیت
یه تیم مترجمی بودیم قشنگ
با ترکا ترکی استانبولی حرف میزدن بچه ها
با توریستای دیگه انگلیسی😂
هدایت شده از ↯ژولیت
بعد اونجا گربه هاش هیچ ترسی از آدمیزاد نداشتن و کلاغاش با ارتفاع پایین پرواز میکردن.
هدایت شده از ↯ژولیت
مثلا میشستی یه چی بخوری میدیدی یه گربه زیر پاته و همزمان یهو یه کلاغ غولپیکر جوری از بالا سرت رد میشه که قشنگ نزدیک بودنشو حس میکنی😂