eitaa logo
دانلود
💆🏻‍♀️.
بابام یه جور منطقی باهام حرف زد که پشمام ریخت واقعا.
دقیقا حرفایی رو بهم زد که میتونست عصبانیتمو کم کنه و قانع بشم.
یه خانومه تو تاکسی کنارم نشسته ، یه جوری سرش تو گوشیمه که خودم اینجوری سرم توش نیست(:
خیلی عجیبه حتی هنوزم حواسش هست(:🤣
کوشته شدم
هدایت شده از ‌↯ژولیت
امروز مدرسه برعکس روزای دیگه قابل تحمل و خوب بود.
هدایت شده از ‌↯ژولیت
بارون که اومده بود تو حیاط گودال آب جمع شده بود
هدایت شده از ‌↯ژولیت
بعد منو مبینا مثل بچه کوچیکا میرفتیم میپریدیم توشون🤣🤣🤣
هدایت شده از ‌↯ژولیت
سر تا پامون خیس و گِلی شد.
هدایت شده از ‌↯ژولیت
ولی خیلی حال داد😂
ینی امروز کاملا زده بودیم تو کثافت کاری🤣🤣