eitaa logo
دانلود
یه قسمتیش ماکتِ شخصیتای تاریخی بود و بعضی شاعرا هم بودن ، داشتم همینجور ماکتارو میدیدم و یهو چشمم خورد به ماکتِ کتاب طور که متنِ شعر شهریار روش بود(:::::
اوکی ولی امروز >>>>>>
یه جوری درباره امروز گزارش لحظه ای و تصویری دادم به فاطمه که قشنگ یه لحظه یاد پارسال افتادم که دقیقا همینجوری به فاطمه گزارش کلاسمو میدادم(:
اه دلم تنگ شده بود
منظورم چیه واقعا
جوری که فاطمه با تک تکِ ذوقام ، ذوق میکنه✨✨✨😭😂
هدایت شده از ‌↯ژولیت
بچه ها اگه شرایطش جور بود میرفتم باهاش😭
ینی من هر دو دقیقه یه بار داشتم پیویشو رگبار میبستم که کاش باهام میومدی من دارم نمیتونم زحثوبجثتحزتث
فقط کافی بود چند ثانیه از پیویم خارج میشد ، 10 - 20 تا پیم تو همون چند ثانیه واسش میرفت
به طرز عجیبی خوابم میاد با اینکه از مدرسه اومدم ، خوابیدم.
نرفتم مدرسه🗿.