eitaa logo
دانلود
هدایت شده از ‌↯ژولیت
مثلا وایساده بودیم، یهو منو عسل می‌شستیم زمینو گاز می‌زدیم. مبینا و هستی: 🙂
من و هستی نقش کنترل گر رو داشتیم(:
هدایت شده از ؛کاتوره
مبینا و هستی ای که از ما دوتا کوچیکترن (((:
هدایت شده از ؛کاتوره
مبینا جدی اینجوری بود که بچه ها چتونه ؟ 🙂🙂🙂
هدایت شده از ؛کاتوره
بعدشم کمک بچه های هیئت کردیم و فضاسازیو جمع کردیم
هدایت شده از ؛کاتوره
و تمام کارامون مثل دو جفت پت و مت بود :)))
هدایت شده از ؛کاتوره
اومدیم ساتن بلنده رو با هم دربیاریم تا کنیم انقدر دراز بود هر دفعه از دست یکیمون درمیرفت تاش بهم میریخت ✨
هدایت شده از ؛کاتوره
بعد آخرش که من و مبینا به زور کامل تاش کردیم دیدیم عه یه تیکه زائده درآورده ازش بیرون مونده :))) جدی نمیدونم چطوری تونستیم کاری کنیم پارچه بزاعه :))))
هدایت شده از ؛کاتوره
گفتم مبینا یکاریش کن و مبینا همینجوری گذاشت روی بقیه پارچه ها و از صحنه خارج شديم 🤣🤣
کشته شده بودیم جفتمون دیگه(:😭🤣
هدایت شده از ؛کاتوره
بعدشم که چهارتایی رفتیم دور بزنیم و این دیگه جدی خیلی خوش گذشت شهرو آباد کردیم 😔
هدایت شده از ؛کاتوره
این قسمت بخاطر مسائل منشوری گفته نمیشه با سپاس از همراهی شما سروران گرامی