کاش این عادتمو ترک کنم که وقتی عصبیام گریه میکنم و تمام سلول های بدنم به لرزش در میاد ..
خیلی مسخرس خیلی
هی میام فکر نکنم ، هی چیزای بیشتری واسم روشن میشه و بیشتر به هم میریزم
هر چقدر هم که بخوام بگم واسم مهم نیست ..
با یگانه رفته بودیم بیرون
بعد تو پارک نشسته بودیم
چند بار یه مرد گنده از جلومون رد شد
و همینجور به من نگاه میکرد هی
یهو دوباره زل زد به من گفت "تو چشات معجزه میکرد"
حالا من : 😒کمتر چرت و پرت بگو
بعدشم پاشدیم رفتیم😂😂
وای بچه ها ولی من هر سری با یگانه میرم بیرون دهنم سرویس میشه قشنگ انقدر که منو پیاده همه جا میبره😭