eitaa logo
دانلود
هدایت شده از ‌↯ژولیت
و خب روز پر فعالیتی بود.
من یه جایی کار داشتم و یکم دور شده بودیم از مسیر خونه بعد چون دیر وقت بود مامانامون زنگ میزدن که برگردیم خونه
بعد آخر سر که مامان فاطمه زنگ زد بهش ، گفتیم آره یه خیابون دیگه مونده داریم میاییم نزدیکیم حالا ما کجا بودیم؟ 5 تا خیابون اونور تر بودیم:) کل مسیرو داشتیم میدویدیم تو خیابون که برسیم:)
نفس نمونده بود واسم😭😂😂
There's things I wanna talk about.. But better not to give; Like if you hold me without hurting me, You'll be the first who ever did...!
چیزایی هست که میخوام دربارشون صحبت کنم اما بهتره که بهت نگم؛ اگه در آغوشم بگیری بدون اینکه بهم آسیب بزنی، اولین نفر خواهی بود...
تا کنار منی .. نمیترسه دلم! بغلم کن ، ازم همه چیمو بگیر؛ بزار گریه کنم پیش تو دل سیر(:
به خدا که انگار وعده شام من چند قسمتیه:) یکیش ساعت 9 اینا بعدش 11 تا 12 آخریشم بین 1 تا 2:)
جوری که فهمید قراره چی بگم بهش😔🤣
-NoteBook
شب بخیر.
شب بخیر.
هدایت شده از داوش فندک داری؟
ولی امروز خیلی بهم خوش گذشت🤌🏻
هدایت شده از داوش فندک داری؟
دیشب مبینا خیلی اصرار داشت که امروز بریم بیرون و با مقاومت‌های من اومد خونمون😏. چون حوصله بیرون رفتن نداشتم و خیلی خسته بودم : )