Don't lie
جاده، کفشهای ست، صورتی و زرد، ترس، درختای کاج، مه، ساندویچ، "قرارمون همیشه همین جا"، یادت میاد؟
غروب، چسب زخم، پرونده، عکسای مختلف، آدامس نعنایی، عجله، دفترچهی آبی، "از این به بعد شعر هاتو اینجا بنویس"، یادته؟
Don't lie
غروب، چسب زخم، پرونده، عکسای مختلف، آدامس نعنایی، عجله، دفترچهی آبی، "از این به بعد شعر هاتو اینجا
سویشرت سرمهای، نور ماه، باد بهاری، تموم کردن کتاب، لبخند مامان، عطر آشنا، "برات نامه نوشتم"، یادمه.
Don't lie
یاد یکی از پادکست های آریانفر افتادم
"دارم فکر که بوی عطرش چقدر روی این ژاکت رنگی لعنتی میمونه؟ یعنی چقدر میتونم گرمای بغلشو با این ژاکت کوفتی حس کنم. دیوونهم؟ نه نیستم فقط، چهار صبحه، اون خوابه، و این منم که دارم چرت و پرت میگم و با این تپش قلب کوفتی سر میکنم و مشت مشت قرص میخورم تا شایدم خوابم ببره. یا یادم بره رفتنشو"