Don't lie
دوست داشتم موقع شعر خوندن، فقط نگاهت کنم.
دیگه هیچ وقت قرار نیست برام شعر بخونی.
Don't lie
باریکههاینور، بازار قدیمی، "منو یاد خونه میندازه"، فرش های قرمز، چاووشی، سرعت زیاد، چرم قهوهای، ل
تابستون دو سال پیش، کتاب پیچیده شده لای کاغذ، شعر مورد علاقهش، تعجب، نوار های آبی، استاد ابتهاج، "میشه قبولش نکنم؟"، لباس آبی رنگ، دستبند قرمز. یادت میاد؟