تو یه جغد هستی. توی کتابخونه با وایولت آشنا میشی و حسابی باهم دوست میشین، بعد از اون هم از طریق وایولت با وبی و لینا آشنا میشی و یجورایی جز اکیپشون میشی
تا حالا چند بار برای مهمونی خواب به عمارت مکداک اومدی و خب اونجا با سه قلو ها هم دوست شدی، در اونجا همیشه برات بازه.
یه خاطره کوچیک:
یه شب که تو اتاق وبی با لینا و وایولت و وبی میخواستیم تا نصفه شب بشینین و فیلم ببینین، وبی و لینا فیلم ترسناک رو پیشنهاد کردن و خب تو و وایولت اون شب خوابتون نمیبرد. تو هم وقتی وسطای فیلمه بودین پیشنهاد کردی بشینین یکی از فیلمای مارول رو ببینی و از اون شب دوستات به سری فیلمای مارول علاقه مند کردی.
برای ریموس 🦆
تو یه قو هستی و اهل ژاپنی، از زمانی که جایرو تو ژاگن درس خونه یود باهاش دوستی. قبلا کارت طراحی مانگا بوده. بعد یه مدت تصمیمم میگیری برای دیدن دوستت بیای آمریکا و خب بالاخره بعد مدتها باهاش دیدار میکنی و میبینی چقدر فرق کردی، از طریق اون هم با فنتون حسابی دوست میشی و همیشه به کارات علاقه نشون میده و راجب دوران جوونی جایرو ازت سوال میپرسه
یه خاطره کوچیک:
تو دوران جوونی تو و جایرو، تو از محدود دوستای جایرو بودی چون همش سرش تو درس بود و بقیه فکر میکردن فرد جالبی نیست اما اصلا اینطور نبود
یه روز وقتی اومدی دم در دانشگاهش که باهم برید رستورانی جایی، دیدی چند نفر دارن بهش تیکه میندازن و اذیتش میکنن، تو هم رفتی و ازش دفاع کردی و از اون روز روابط با جایرو حتی بهتر هم شد.
برای وریتاس 🦆
تو یه طوطی کاسکو و خواهر کوچیکتر مارک بیکسی که برخلاف اون خودشیفته نیستی و چندان روابط خوبی باهم ندارین. تو یه نقاش حرفه ای و همینطور یه طراح کمیک ماهر هستی که برای یکی از کارگاه شرکت مکداک کار میکنی و همه عاشق کمیک هات هستن، با سه قلو ها و دلا دوستی.
یه خاطره کوچیک:
یه روز اسکروج به اصرار زیاد سه قلو ها اونارو به کارگاهی که تو توش مشغول کاری، تو هم خیلی خوشحال دشی چون انگار اونا از طرفدار های درجه یک کمیک هات بودن، اونا بیشتر روز رو اونجا بودن و نقاشی کشیدنت رو تماشا کردن و حسابی باهاشون رفیق شدی.
برای الگا 🦆
بچه ها بقیه تقدیمی ها هم حاضرن فقط یسری نقص ها دارن اونام زودی درست میکنم تا فردا ایشالا میفرستم
بهشت جهنمی.
اخجون جرجی دست به کار شدد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا