امروز خودم بطور داوطلبانه از ظهر رفتم خونه مادربزرگ تا کمکشون کنم برای روضهای که داشتن و نقش کوزت رو ایفا کنم. وضعیتی بود اصلا..😂
ولی میدونید چیه، واقعا متنفرم از دروغ، خیلی زیاد ازش متنفرم. بابا خب نمیخوای بگی، نگو، ولی حداقل دروغ نگو دیگه! خیلی زشته خیلی زشته خیلی زشته.
ولی جدا حیف. خدایی صربستانم خیلی خوب بازی کردا...ولی خب حیف...صد حیف و صد افسوس..😔
دیشب رفتم دفتر بخرم برای کتاب آشپزی سه تا نوشتافزاری رفتم هیچکدوم نداشتن چیزی رو که میخواستم🗿😔😂
بهرحال.
بیاین یه موضوعی بندازین وسط بحث بکنیم. نظرتونه؟؟
https://daigo.ir/secret/324154056