تو میدانی چه چیزی در آن اعماق نهفتهست..؟!
زمانی که کودک بودم و خام، زندگیام پر بود از رنگ و نور، همه چیز بوی شادی میداد و من هم سرشار از روحیات فرحبخشِ کودکانه..کنار ساحل، همیشه به تنها چیزی که فکر میکردم این بود: "چه چیزی در اعماق دریا نهفتهست..؟!"
چه کسی میدانست؟ تو میدانی..؟!!
مادر را سوال پیچ میکردم، در راه خانه..
"تو میدونی تهش به چه میرسه؟؟" "چقد عمق داره؟" "حیوونای خطرناک اونجان؟ آدما رو هم میخورن؟؟!" "یعنی تا آخرِ آخرِ زمین همش آبه..؟!"
قد کشیدم...کم کم داشتم به پاسخ سوالاتم میرسیدم، در آن اعماق چه نهفته بود..؟! سکوت، آرامش، پوچی، و مرگ! شاید..
همان چیزهایی که روی زمین نبود، روی زمین حتی دیگر رنگ هم نبود، چه رسد به سکوت و آرامش! صدای بلند جمعیتِ توی خیابانها، صدای ماشینها و آژیرها و اگزوزها...
حتی نمیگذارند به مُرده بودنت ادامه دهی!
کنار ساحل، به هرآنچه مینگرم، فقط آب است! سکوت است! و خواب! شاید دریا به خوابی عمیق فرو رفته..
هنوز هم نمیدانم، در آن اعماق چه چیزی نهفتهست..؟!
روی صخره میروم، هر چه پیش میروم، رخ زیبای دریا بیشتر بر من آشکار میشود...حالا منم و دریا، کسی چه میداند، شاید اینبار دیگر به پاسخ سوالم برسم...
قدمی به جلو، قدمی دیگر، فقط یکی دیگر، حالا دیگر زیر پایم خالیست!
سکوت! نه سکوت نیست، صدای امواج و صدای آب، گوشهایم را پر میکند..
جریان آب، نفسم را بریده و مجرای تنفسی را میبندد..
جسمی در آنجا برای زنده ماندن تلاش میکند، اگر بمیرد دیگر به عمق دریا نمیرسد، روی آب بالا میآید و دیگر پاسخ سوالش را نمیگیرد..
چه چیزی در آن اعماق نهفتهست..!؟
#خود_نوشته
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
ولی این بدجور قشنگ بود:)
آه خیلی ممنونم جدا(((:😭
خیلی لطف داری واقعا🥲✨
حقیقتا یکم بنظر خودم دارک اومد اما خب..😔😂
درهرحال متشکرم🫂
تیم ملیمون امسال خدایی خیلی خوب بودن امیدوارم سال بعد هم این پیاتزا باشه هم بتونن صعود کنن.
گرچه هیچی مثل اون دوران که سید و معروف و غفور و... بودن نمیشه ولی خب امسالم خدایی خیلی به نسبتِ قبل خوب عمل کردن😀✨
وای من نمیدونم کسی یادشه یا نه، یکی داشتیم، فرهاد قائمی...😭😂
وای این میرفت سرو بزنه توپو میاورد جلو صورتش نمیدونم چی میخوند رو توپ ولی الحق سرویساش خدایی خوب بودن😭 وای وای یادش بخیر😭
اون موقعا برا شوخی و مسخره میگفتیم قائمی رو توپ دعا میخونه سرویساش خوب درمیاد🤣😭
همش همینطوری که دارم کارهای روزمرهم رو انجام میدم، هی با خودم میگم من اینجا نشستم کارای متفرقه انجام میدم، مردم غزه دارن اونجا جون میدن...هی عذاب وجدان میگیرم که من اینجا یک انسان هستم، اونها هم اونجا انسان هستن، ولی من کجا و اونها کجا، شرایط من کجا و شرایط اونها کجا، چرا هیچی از دستمون بر نمیاد، چرا بشر دستش به جایی نمیرسه، چرا ظلم و شرارت هرروز بیشتر و بیشتر گلوی این جماعت مظلوم رو بیشتر میفشره و راه رو حتی برای ذرهای کمک بهشون بسته...!
هدایت شده از محبین
اگه میگفتن دو میلیون سگ یا گربه ، تحتِ محاصره ی غذایی هستن و دارن از گرسنگی تَلف میشن ، صدا از بعضی ها در میومد، ولی برای ساکنان غزه هیچ واکنشی ندارن!
لعنت به این دنیا...
@ir_mohebin