چه خبر ملت؟؟ یکمی صحبت بکنیم؟؟
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_3pr5xa5&btn=Adriena
_من شدیدا و فورا به مشهد نیاز دارگ
+وای وای. انشاالله که قسمتت بشه بزودی بری. وقتی رفتم نائب الزیاره شما خواهم بود مخصوص..((((:
_آقا من از رمانت عقب موندم.خیلی خیلییی
+ایبابا فدا سرت هروقت فرصت کردی بخون میرسی انشاالله. کجاهاشی مگه؟؟؟😔
_صحبت کنیم👍از روزت بگو عشقم
+از روزم بگم؟؟
خب من صبح پاشدم مامانم میخواست بره بیرون پس من رفتم پیش نینی خوابیدم. بعد یهو بیدار شدم دیدم یکی داره ازم میره بالا.😂 خلاصه که پاشدم براش فرنی درست کردم دادم بهش خورد. بعد دیگه مادر اومد و ناهار خوردم و این وسط بچه داری و هی یکم یکم از داستانم مینوشتم چون دیشب وسط نوشتن خوابم برده بود. بعد از ناهارم دیگه رفتم سراغ داستانم و تمومش کردم و گذاشتم تو کانال. بعدم رفتیم خونهی یکی از آشنایان سفره داشتن. دیگه خلاصه تا ساعت حدود ۷ و نیم، ۸ اونجا بودیم. بعدم رفتیم با اجازتون لباس خریدم و خب بعدم نشد بریم تجمع و نینی تو بغلم خوابید تا خونه. بعدم پدربزرگ و مادربزرگ تشریف آوردن اینجا و چند دقیقهای نشستن. دیگه تا همین الان.
شما از روزتون بگیددد.
_سلام آدرینا از متن ناشناس ات خوشم اومدددددد من به پای جغد میبندم نامه ام راااا🫠
+ایوای((((: پس بیشتر نامه بفرستتتت🥲