https://eitaa.com/gujaol/18521
یادش بخیر..
بچه بودیم ، یه پسر عمه دارم از ما خیلی بزرگتره..
بعد ما خوراکی میخریدیم با دختر عمو پسر عموها ، میرفتیم تو باغ اون تهِ ته..تا پسرعمم نفهمه نیاد بخوره..
بعد مث دزدا ، زیر هرچی داشتیم پلاستیکو قایم میکردیم اون نبینه😂
یسری یادمه اومد تو باغ پیدامون کرد چیپسامون و لواشکامونو جلو چشممون خورد/:
بعد ماعم مث بدبختا بعد از رفتنش نشسته بودیم با تاسف به پلاستیک چیپسا نگاه میکردیم حسرت میخوردیم😔
https://eitaa.com/gujaol/18529
تازه یکی از پسرعموهام دراومده بود جلوش که اگه خواست خوراکیامونو بخوره بزنتش😂
ولی خب حریفش نشد کتکم خورد آخر😔😂
یه اوضاعی بود اصن..
https://eitaa.com/booksmoon/156
آروم باش برادر.
حالا فعلا یکم تجدید نظر کردم تا ببینم بعد چی میشه..
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
🤣🤣🤣🤣 قمپز در کردن*
اگه گفتی کی بود؟؟😂
این بنده خدا کلا زیادی خوبه..
جدا از قمپز در کردن..تو دعا کن بتونم شکلات بدم😔😂