دلم میخواد برگردم خونه :)
دغدغه های قبلی رو داشته باشم
روزمرگی و حوصله سر رفتن های قبلی رو میخوام ...
دور تا دور خونه مون رو زدن ...
سر خیابون کارگاه زلفا رو زدن ...
و من همچنان صلح نمیخوام!
فقط میخوام خدا کمکمون کنه
انرژی مون کم نشه و نابودی شونو ببینیم :)
قطعه ۴۲ بهشت زهرا ...
امروز اونجا تشییع یکی از آشنا ها بود :)
با همسرم رفتیم و حقیقتا گریه امانم رو برید ...
چقدر آدم، خدای من چقدر زن و بچه بیگناه ...
من تابستون رفته بودم قطعه ۴۲ فقط شهدای جنگ ۱۲ روزه بودن!
امروز به چشم دیدم قطعه پر شده، ادامه شو دارن میسازن برای شهدای جدید :))
چقدر همه شهدا تازه بودن، خیلی هاشون یه هفته هم نشده بود که از پیشمون رفتن ...
خانواده ها سر مزار عزیزهاشون بود، گل چیده بودن، آروم اشک میریختن بهم دلداری میدادن ...
مداح دائم میخوند، یکی رو تشییع میکردن، دوباره یکی دیگه رو میآوردن ...
بچه های رسانه بهشت زهرا، دائم در حال عکس گرفتن و ثبت لحظات برای تاریخ ایران!
و من داشتم فکر میکردم چرا یه عده احمق کاری کردن که خون هموطن خودشون، گردنشون باشه؟!
الان ملاک دخترا برای ازدواج اینه که
حتما پسره، لُر باشه
و حتما برنو داشته باشه
تو گذشته هم یه جنگنده یا پهباد زده باشه😂🤌🏻
شبهایی را زندگی میکنیم که هر روز در تشییع شهیدی، شهیدی دیگر روی دستهاست و شهیدی دیگر هست که زیر تابوت شهیدان را گرفته است. کسانی که روزی با آنها زانو به زانو بر سر سفره نشسته بودی، شانه به شانه در صفوف، نماز اقامه میکردی و گردن به گردن، همدیگر را در آغوش گرفته بودی. روزهایی که هیچوقت فکرش را نمیکردی دوستانت اینگونه از تو سبقت بگیرند و جام خوشنامی را بالای سر ببرند.
پیش خود میگویی، چه بیبهره بودم در این سالها.
"رادیات"
آدم فکر میکنه تا ابد یه سری آدما
براش میمونن ولی خب ذات دنیا همینه!
آدما میرن ...
مامان بزرگ منم رفت ...
بنویسید که یادتون باشه،
تقریبا هر شب مسکونی زدن
و هزاران خانواده رو عزادار کردن...
بعدا نگید که اسرائیل نقطه زنی میکنه!