نسبت به حرفایی که میشنوی بی دقت باش،
شاید از دهانی بیرون آمده که قبل از حرف زدن به آن فکر نکرده
بغل کردن، رفتاری از جنس نیاز نیست. از جنس برآورده کردن نیازهای دیگری هم نیست. بلکه از جنس ابرازه، با زبان بدن. ابراز اینکه فاصله ای بین من و تو نیست. و ببین چقد لمست میکنم و ببین چقدر دارمت و مراقبتم ببین چقد تعلق دارم بهت. چقدر مشتاقم بهت و ببین چقد امنم. و میبینی چقدر قشنگی؟ بغلت میکنم که ببینی و میبینی چقد برای من مطبوعی؟ چقد میتونم ازت نفس بکشم؟ بغلت میکنم که ببینی عاشق عطرتم. بغلت میکنم که قد بودنت، باورت کنم بغلت میکنم که سهم دلخواه و انتخابشدم از دنیا باشی بغلت میکنم، چون آرومم میکنه و دلم میخواد آرومت کنم. بغلت میکنم تا بگم قلبم، تو رو حس میکنه.
با اومدنت نه تنها زندگیم قشنگتر شد بلکه شدی تنها کسی که لبخنداش بهم آرامش میده ، کنارش راحتم و حس امنیت دارم و کسی که مثل یه نور تویِ تاریکی زندگیمه. اونقدر خوبی که واژهای واسه بیان این حجم از خوبیت پیدا نمیکنم نیمهی من
آل پاچينو:
به دشمنات ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺎﺭ ﻓﺮﺻﺖ ﺑﺪﻩ ﺗﺎ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺩﻭﺳﺖ بشن
ﺍﻣﺎ ﺑﻪ دوستات ﯾﮏ ﻓﺮﺻﺖ ﻫﻢ ﻧﺪﻩ ﮐﻪ ﺩﺷﻤﻨﺖ بشن،
چون ﺩﻭﺳﺘﺎت جای ﻋﻤﯿﻖ ﺯﺧﻤﻬﺎﯼ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﺩﻗﯿﻖ میدﺍﻧﻨﺪ .
خوبم ( کندنِ پوست لبم )
خوبم ( بیخوابی )
خوبم (حس ناکافیبودن )
خوبم ( لرزشِ دست )
خوبم ( تپشِ قلب )
خوبم ( تنگیِ نفس )
خوبم ( تکون دادنِ پا )
خوبم ( Overthinking )
خوبم ( کابوس )
خوبم!
ساموئل بکت یه جا تو کتاب "در انتظار گودو"
میگه:
«تا حالا ترکت کردم؟
+ نه ولی تو بدترش رو انجام دادی،
گذاشتی که من برم.»
و من عجیب درک میکنم این جمله رو...
میدونم گاهی وقتا بهت سخت میگرفتم، غر میزدم، نگرانت میشدم، حسودی میکردم، دوس نداشتم کسی بیاد سمتت، میخواستم فقط به من توجه کنی، و هرکاری که فکر میکردی ازار دهنده ست..در جریانم ولی دست خودم نبود.
فکر اینکه نداشته باشمت ، مال من نباشی، پیش من نباشی، یکی دیگه خندیدناتو نگاه کنه، یکی دیگه حتی دوسِت داشته باشه منو تبدیل به یه آدمِ مودی کرد که نتونه خودشو کنترل کنه.
میخواستم همهی تو واسه خودم باشه به دل نگیر فقط خیلی دوستت داشتم.
آیا میدانستید خیلی وقته کتاب نگذاشته ام؟
خب خب تا چند دقه دیگه سه تا کتاب پست میشنننن
خودواقعیم!
واسه سخنرانی و فن بیانه... منبع؟ اینجاس
سر تا پا دردسر(@ocbooks).pdf
حجم:
2.1M
روز و شب یوسف - محمود دولت آبادی
کتاب روز و شب یوسف، رمانی نوشته ی نویسنده ی بزرگ ایرانی، محمود دولت آبادی است. داستان این رمان به زندگی پسری نوجوان به نام یوسف می پردازد که در محیطی آکنده از فقر زندگی می کند. مادر یوسف خدمتکار خانه های ثروتمندان است و به خاطر کار زیاد و تمام نشدنی، بسیار شکسته و بیمار شده است. پدر یوسف نیز، مردی ساکت و کم حرف است که روزها را در خانه می ماند و شب ها در کارخانه ای کار می کند. یوسف شب ها به خانه ی مردی می رود و از او درس قرآن و شعر می آموزد. هر کدام از همسایه های یوسف و خانواده اش، ماجرایی دارند و فکر یوسف را به گونه ای به خود مشغول می سازند. دولت آبادی در کتاب روز و شب یوسف، با هنرمندی و مهارتی مثال زدنی به ترس ها، دغدغه ها، رنج ها و آرزوهای پسری نوجوان می پردازد و مخاطب را مستقیم وارد جهان فکری این شخصیت می کند.
منبع؟ همیشگی
خودواقعیم!
روز و شب یوسف - محمود دولت آبادی کتاب روز و شب یوسف، رمانی نوشته ی نویسنده ی بزرگ ایرانی، محمود دول
سر تا پا دردسر(@ocbooks).pdf
حجم:
2.1M
سر تا پا دردسر - ریچارد گیبسون
چلسی راس یک بازیگر شکست خورده بود. بزرگتریل نقشی که در آن بازی کرده بود نقش یک دختر زیبای مرده بود. اما ترک هالیوود برای دستیار شخصی یک بازیکن مشهور هاکی شدن میتواند احمقانه ترین کاری که در عمرش کرده باشد.
دردسر بیشتر…
روزهای اوج ستاره ی مصدوم هاکی مارک برسلر به پایان رسیده بود. این پسربد عضلانی حداقل میتوانست با دختر قد کوتاه و به طرز تعجب آوری با موهای نیمه صورتی که تیم سیاتل چینوک او را به عنوان دستیار شخصی مارک استخدام کرده بود متمدنانه برخورد کند. اگر چلسی به پول این کار نیاز نداشت با حداکثر سرعتی که میتوانست از دنیای این مرد عوضی فرار میکرد.
دردسر بزرگ…
منبع؟ هماااان همیشگی