روح من| 𝑚𝑦 𝑠𝑜𝑢𝑙
ی سِرُممون نشه؟!
امروز از 8صبححح بیدارم و تا همین الان درگیر برنامه های موسسه بودم و هیچییی نخوردم و سِرُم لازم شدم .
البته ی چند لیوان آب خوردم:/
الحمدالله تو راه ماشینم میخواست بهم بزنه و انا لله و انا الیه راجعون بشم
انقد گیج بودم ینی🦦
خداروشکر دوباره قسمت شد و خادم بابا رضا و خواهرشون حضرت معصومه بودیم 🥲❤️🩹
با همهٔ خستگی هاش لذت بخش بود:)
مخصوصا در کنار دهه هشتادیا و بینهایتی های خفن😎✨
و ی دخترخانومی🫂
#موسسهجان
ازلحاظروحینیازدارم:
توهیچرسانهواپلیکیشنوتوهیچچنلوگروهوهرچیزدیگهای، هیچتکستیندمونخونموبهزندگیمبرسم.
همون کسی که بیشتر از همه دوستش داری، آخرش بهت یاد میده،
دیگه هیچ وقت کسی رو اینجوری دوست نداشته باشی:)!