حالم اینجوریه که انگار غروب ۳۱ شهریوره.
حالم اینجوریه که انگار فردای ۱۳ بدر باید برم مدرسه. حالم اینجوریه که انگار زنگ ورزش داره بارون میاد. حالم اینجوریه که انگار همه رفتن شهربازی منو نبردن. حالم اینجوریه که انگار مامانم ناراحته.
خلاصه بگم حالم انگار اصلا خوب نیست.
یکی بود،یکی نبود، دوتا عاشق بودن و کلی حسود؛
کار همون حسودا بود که الان شده:
یکی بود و یکی نبود . . .