_ چون گلِ تازه که در آب نگه میدارند
عکسِ رخسارِ تو در دیدهی گریان دارم
لاادری
النَّــحیط | فاطمه کاشانی
شاید یه روزی، تو یکی از شبای اکتبر.. عربیات ° ° @naahiit
یه روزی مثلِ امروز تو دو سالِ گذشته ..
روزی که سرچشمهی اشک، خون و شجاعتِ مقاومت شد!
°
°
@naahiit
خیلی خوب است
که هنوز هم درختِ انار ایستاده و زندگی میکند؛
که برگهای نارنجی و زردش را میبینم؛
که شاخهی پُربارِ انگورِ همسایه به دیوار آویزان است و
مامان کیکِ سادهای پخته، چای دارد دم میکشد و
جایِ خاطراتِ آبنباتگونهی دور، خالیست!
°
°
@naahiit
احتمالا توهم این تجربه را داشتهای که
جایی که به دنیا میآیی، رنگ آسمانش فرق دارد و
حتی بوی خاکش خاص است و
آنجا خاطرات پدر و مادرت شناورند.
📚کوکورو
°
°
@naahiit
_ چقدر سخت است حالِ عاشقی که نمیداند
محبوبش نیز، هوای او را دارد یا نه؟
شهید سید مجتبی علمدار