خدایا من را ببخش
بخاطرِ هر گناهی که
کسی از بندگانت را
به آن سرزنش کردم.
از استغفاراتِ امیرالمؤمنین
°
°
@naahiit
النَّــحیط | فاطمه کاشانی
کتابهای صوتی دستتو میگیرن؛ تو همهی اون وقتهایی که شاید یه مشت حرف و فکرِ بی سر و ته همهی مغزتو ب
چند روزی هست که تمومش کردم و باید بگم:
زیاد دوسش داشتم!
دوسش داشتم بخاطر عاطفهای که بینِ کلماتش موج میزد و احساساتی که نویسنده خیلی خوب تونست
برایِ مخاطب جا بندازه!
که اگر درکِ موقعیتِ داستان رو نداشتی هم
غم، دلتنگی، عشق و حسرتش رو
حتما جایی از زندگیت چشیدی.
ماجرایِ عدهای آدمِ پناهنده که سنخیتی باهم نداشتند و
روزگاری که باهم تو کمپِ آوارگان میگذروندن،
منجرِ به صمیمیت، آشنایی و محبتِ بینشون شد.
قلمی داشت که بسیار ساده و دلنشین بود.
و گویندهای که خوانشِش، شیرینیِ کتاب رو دوچندان کرد.
پس، بخونید یا بشنوید. چون من فکر میکنم،
کمتر کتابیه که ارزش خوندن نداشته باشه،
پس هرچی بیشتر خونده باشی، زندگی رو بُردی!
°
°
@naahiit
میگشتم و میگشتم..
چه چشمهایی داشتی!
چه عکسها که ازت نیست عزیزِ من..
°
°
@naahiit
علی جان ..
جلویِ چشمهایت باشم و دوستم داشته باش لطفاً!
که اگر من لایقِ این کرامت نباشم،
شما اهلِ مهرورزی هستید ..
|فاطمه کاشانی|
°
°
@naahiit
برای بابا که ..
هزار مرتبه از ریشه، ریشهکن شدهام؛
اگر هنوز نمُردم چون تو استخوان منی!
°
°
@naahiit
النَّــحیط | فاطمه کاشانی
کتابهای صوتی دستتو میگیرن؛ تو همهی اون وقتهایی که شاید یه مشت حرف و فکرِ بی سر و ته همهی مغزتو ب
و به شادیای فکر میکردم که سمج بود،
و همیشه بالاخره راهی برای آمدن پیدا میکرد.
°
°
@naahiit
گفت: منم آدمیَم که کمبود محبت داره؛ اما همیشه
صورتمو با سیلی سرخ نگه داشتم..
°
°
@naahiit