میگشتم و میگشتم..
چه چشمهایی داشتی!
چه عکسها که ازت نیست عزیزِ من..
°
°
@naahiit
علی جان ..
جلویِ چشمهایت باشم و دوستم داشته باش لطفاً!
که اگر من لایقِ این کرامت نباشم،
شما اهلِ مهرورزی هستید ..
|فاطمه کاشانی|
°
°
@naahiit
برای بابا که ..
هزار مرتبه از ریشه، ریشهکن شدهام؛
اگر هنوز نمُردم چون تو استخوان منی!
°
°
@naahiit
النَّــحیط | فاطمه کاشانی
کتابهای صوتی دستتو میگیرن؛ تو همهی اون وقتهایی که شاید یه مشت حرف و فکرِ بی سر و ته همهی مغزتو ب
و به شادیای فکر میکردم که سمج بود،
و همیشه بالاخره راهی برای آمدن پیدا میکرد.
°
°
@naahiit
گفت: منم آدمیَم که کمبود محبت داره؛ اما همیشه
صورتمو با سیلی سرخ نگه داشتم..
°
°
@naahiit
هدایت شده از توابین | سید مصطفی موسوی
شما بچه بودید آقای ماسک؛ سنتان قد نمیدهد. این مرد روزی با لبخند، بر جزغالههای سوخته کماندوهای دلتافورس در صحرای طبس ایستاد و عکس یادگاری گرفت. شما بچه بودید وقتی این مرد در سفارت کبیر آمریکا در تهران حاضر شد و ریشخندزنان در سفارت قدم زد و به دیپلماتهای اسیرشده کشور متبوعتان گفت«بد که نمیگذره؟». شما طفل کمسالی بودید وقتی او لباس رزم بهتن روی خاکریزهای خطمقدم نبرد هشتساله با اتحاد دهها کشور در مرز عراق، کلاشینکف بر دوش قدم میزد. شما نبودید وقتی او و دوستانش قدیمیترین سلطنت تاریخ را و پادشاه دستنشانده کشورتان را فراری دادند و فاتحانه کشوری را به دست گرفتند. سرگرم داراییها و دنیازدگیتان باشید و به مصاف بزرگمردان نروید آقای ماسک، که قامت کوتاهتان به بلندای وجود او نخواهد رسید.
«مهدی مولایی»
@ir_tavabin
النَّــحیط | فاطمه کاشانی
و به شادیای فکر میکردم که سمج بود، و همیشه بالاخره راهی برای آمدن پیدا میکرد. ° ° @naahiit
_ هر مسافری باید یه روز برگرده بابا.
من چهل ساله که مسافرم.
خاک مردهی آدماشو میخواد.
شاید تنم یه درختی شد کنار قبرم؛ شاید یه روز اومدین جمع شدین دورم.
نامردیه روی یه خاکی پا بگیری روی یه خاک دیگه بمیری!
°
°
@naahiit