eitaa logo
النَّــحیط | فاطمه کاشانی
822 دنبال‌کننده
95 عکس
2 ویدیو
1 فایل
" النَّـحیط " همان بغضِ فروخورده ایست، که اجازه‌اش ندادی اشک شود. • از همه چیز نوشتم؛ چون ذهن و دست‌هایَم کلمه را زودتر حس کردند.
مشاهده در ایتا
دانلود
شما بچه بودید آقای ماسک؛ سن‌تان قد نمی‌دهد. این مرد روزی با لبخند، بر جزغاله‌های سوخته کماندوهای دلتافورس در صحرای طبس ایستاد و عکس یادگاری گرفت. شما بچه بودید وقتی این مرد در سفارت کبیر آمریکا در تهران حاضر شد و ریشخندزنان در سفارت قدم زد و به دیپلمات‌های اسیرشده کشور متبوع‌تان گفت«بد که نمیگذره؟». شما طفل کم‌سالی بودید وقتی او لباس رزم به‌تن روی خاکریزهای خط‌مقدم نبرد هشت‌ساله با اتحاد ده‌ها کشور در مرز عراق، کلاشینکف بر دوش قدم می‌‌زد. شما نبودید وقتی او و دوستانش قدیمی‌ترین سلطنت تاریخ را و پادشاه دست‌نشانده کشورتان را فراری دادند و فاتحانه کشوری را به دست گرفتند. سرگرم دارایی‌ها و دنیازدگی‌تان باشید و به مصاف بزرگ‌مردان نروید آقای ماسک، که قامت‌ کوتاه‌تان به بلندای وجود او نخواهد رسید. «مهدی مولایی» @ir_tavabin
• هزار جانِ گرامی فِدای نامِ علــی..
|بریده کتابِ ابن مشغله از نادر ابراهیمی| ° ° @naahiit
النَّــحیط | فاطمه کاشانی
و به شادی‌ای فکر می‌کردم که سمج بود، و همیشه بالاخره راهی برای آمدن پیدا می‌کرد. ° ° @naahiit
_ هر مسافری باید یه روز برگرده بابا. من چهل ساله که مسافرم.‌ خاک مرده‌ی آدماشو میخواد. شاید تنم یه درختی شد کنار قبرم؛ شاید یه روز اومدین جمع شدین دورم. نامردیه روی یه خاکی پا بگیری روی یه خاک دیگه بمیری! ° ° @naahiit
اونچه که از دستت رفت، برای تو ساخته نشده بود؛ همون‌طور که هیچوقت از دستت نرفت، اون چیزی که برای تو کنار گذاشته شده بود! عربیات ° ° @naahiit
پاستور نشنینان لبخندبه‌لب، ساکنان کت‌وشلوار پوش ساختمان بانک مرکزی، پیرمردهای کهن‌سال چسبیده به صندلی‌های جلسات بی‌نتیجه نهادهای دولتی و جوانک‌های متصدی پست‌های وزارتخانه‌ها خیال‌نکنند که با دادن یک‌میلیون «صدقه‌برگ» به هر ایرانی در ازای افزایش نجومی قیمت ارزاق و طرح‌های تحقیرآمیز مشابه در مواجهه با اعتراض مردم، منت به سر رعیت دارند. شأن این ملت فراتر از تصمیم‌های ملوکانه و واریزهای حقارت‌آمیز حضرات است. انقلاب خمینی بزرگ برای بازگرداندن دوباره شأن و مقام انسانی به ملت تحقیرشده ایران بود. او بود که فریاد زد «شما را به مقام انسانیت می‌رسانیم. اینها شما را منحط کردند!» فریادهایی که شما هیچ‌ قرابتی با آن ندارید. بچه‌مزلف‌های هیجان‌زده و کم‌خرد کف خیابان اگر شایستگی ایستادن ندارند، این مردم آرام نجیب هنوز وارثان فریادهای خمینی‌اند که می‌توانند سیاست‌های کج‌ شما را هم راست کنند. به احترام آقا و برای یکصدا نشدن با حرام‌لقمگان است که دم نمی‌زنند و به سیلی، صورت سرخ می‌کنند. درد فقیران و مستضعفان را بفهمید و شرم‌کنید و قدر بدانید! «مهدی مولایی»
شیرین، یواش، دلچسب و غم‌بار بود. خطِ داستانی مشخصی نداشت و شاید یادداشت گونه بود؛ و من این یادداشت گونه بودن ماجراها و روایت‌‌های درهم اما معمولیِ یک زندگی عادی رو خیلی می‌پسندم. البته خوانشِ راوی چیزی نبود که توقع داشتم و تفاوت لحنی بین دیالوگ و متن داستان قائل نبود. بهرحال خوبه اگر بشنوید یا بخونید. ° ° @naahiit
آروم باش! اینجا دنیاست.. عربیات ° ° @naahiit
نان‌شان را به خونِ بچه‌هایی تر می‌کنند که شیرشان کردند امشب، بیرون باشند! آن‌وقت آن‌دورها گوشه‌ای نشسته‌اند و با شکلک‌های آغوش و قلبِ بانداژ شده می‌نویسند: برایِ سلامتی‌تان‌ دعا می‌کنیم! |فاطمه کاشانی| ° ° @naahiit
هدایت شده از حامد کاشانی
سلام خدا بر شهید حسین بابری سلام خدا بر شهدا با دیدن مظلومیتش در لحظات جراحت و جانبازی‌ و صبوری و لبخند پیش از شهادتش این بیت حافظ در ذهنم تداعی شد: تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن که خواجه خود روش بنده پروری داند حسین آقا! هنیئا، عجب مزدی گرفتی؛ سلام ما را به اربابت برسان
• حالا اینجام و غم روز به روز بیشتر به گلوم چنگ می‌زد وقتی نمی‌شد بیام و حرف بزنم. باید بگم. باید بنویسم..
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از دیشبی که بارید؛ خوشی را ریخت و غصه را نَشُست .. ° ° @naahiit