حقیقتِ امر اینه که
ما مداوم در حالِ فراموشیایم!
فراموشیِ رسالتی که تو این دنیا داریم..
°
°
@naahiit
لینکِ کانالِ تلگرام من
اگر تمایل داشتید اونجا هم من رو بخونید.. 👇🏻
این شبها احساس خسارت میکنم
از شبی که هیئت نرفته بگذره..
°
°
@naahiit
• حسین سربازِ رهِ دین بُـوَد
عاقبتِ حقطلبی این بُـوَد
از سرِ نِی گفت سبطِ پیمبَـر
اللـه أکبـر اللـه أکبـر
ما فکر کردیم دین سوپرمارکته که بریم
یه شیشه سُسِش رو برداریم!
دین یه پکِ کامله.
°
°
@naahiit
دل تو همهی این روز و شبها خیلی میسوزه.
وقتیَم که دل بسوزه،
اشک میشه، میریزه و به کلمه نمیرسه.
همهی مشغولیاتم به هیئـت رفتن و
از حسین و پارههایِ جگرش، خوندن و شنیدن میگذره..
که شکر. همینو شکر. همین لحظه هارو شکر.
بیادتونم..
تو دل شکستگیهاتون به یادم باشید🖤
°
°
@naahiit
هدایت شده از توابین | سید مصطفی موسوی
- لعنت خدا بر ظالمان و اماننامههایشان
• به حیرتم زِ چه عالم بهَم نمیپاشد
به رویِ نیزه نشسته تمامِ باورِ زینب
من از اون دسته آدمها بودم که بیانِ دلخوریم،
تو رو دلخور تر میکرد!
°
°
@naahiit
سخت، کم حرف و اغلب پر از فکر بودم.
کسی باید پیدا میشد تا محتویات ذهنِ آشفتهام را
پهن کند، رویَش پودرِ دستی بپاشد و بنشیند به چنگ زدن!
خوب که تمیز شد و چرکهایَش مُرد، بچلاندَش؛
دنبال آفتاب بگردد و رو به سینهی آفتاب، آویزانَش کند.
بعد بنشیند، استکان چایی بریزد و خوب نگاهم کند.
منِ پُرحرفِ کم گفتگو را !
°
°
@naahiit