خدا رو شکر کن اگر از آدمهایِ
منصف، خیرخواه، خدا شناس و دلسوز،
دور و اطرافِت داری.
هیچ چیز به اندازهی وجود این آدمها
خیالتو راحت نمیکنه.
°
°
@naahiit
خدا دستهایی دارد که وقتی
بیحوصله و درهَمی به شانههایَت میرسند..
°
°
@naahiit
نرم بود، لطیف، خوشبو و بسیار دوست داشتنی.
بی هیچ اتفاق خاص یا گرهِ کوری؛
روندِ عادیِ زندگیِ یک زن، تابآوریش و
شیرینیِ اوقاتی که برایِ خودش می سازه..
تمامِ لحظاتی که میشِنیدمش حالم خوب بود و
همزادپنداریِ گاه و بیگاهم با کلاریس، لبخند رو لبام میآورد.
که اگر خواهانِ چنین عواطفی هستی،
خوندن یا شندینش رو شروع کن.
°
°
@naahiit
• هروقت دلم میشکنه میرم میدواَم..
وقتی میدویی بدن آب از دست میده و
دیگه به راحتی گریهت نمیگیره!
به قولِ بابا که:
اگر مختار امشب تموم شه و فردا شب دوباره از اول شروع شه، من بازم میبینم!
°
°
@naahiit
دوستی یعنی اینکه من بی هیچ تردیدی تو را
شایستهی آن میدانم که امانتدارِ بخشی از
آبرویِ من باشی.
احمد خالد توفیق
°
°
@naahiit
این روزها هیچچیز در مخیلهام نمیگنجد..
تنها دلم میخواهد نوجوانی پانزده شانزده ساله بودم؛
پاییز باشد،
جورابِ پشمی بپوشم و کفِ پایم را تکیه بدهم به بخاری،
شب باشد،
با مامان منتظر باشیم تا بابا از سرکار برگردد،
شام، کباب تابهای با گوجهی سرخ شده داشته باشیم و
دل دل کنم تا فردا برسد،
از مدرسه برگردم و مامان که خانهی همسایه باشد،
تلفنی با زهرا راجع به سریالِ جدیدِ
لیمینهو صحبت کنم!
°
°
@naahiit
بالاخره باید به یه دستاویزی چنگ بزنی که
گرفتگیِ غروبِ جمعهت رو بشوره ببره!
°
°
@naahiit
آدمها درگیرِ مکافاتِ خودشونن.
کسی اینجا نیست تا یه لیوان آب پرتقال دستت بده و
بگه فدایِ سرت.
خودتی که باید دستِ خودتو بگیری ..
°
°
@naahiit
هدایت شده از اَمواج | فاطِمِه بُسْحاق
من تعلق بشيءٍ عُذبَ بهِ..
هر كه وابسته ى چيزى شود؛
با همان چيز ،
شكنجه مى شود..!
@amvvaj
هوا داغ بود و
آفتاب، بخار از دستگیرههای موتور بلند میکرد!
مرد رفته بود باگتهایِ تازه بخرد.
دلم میخواست برایِ ناهارِ امروز کاهو هم داشته باشند!
کاهو کنارِ ژامبون و خیارشور، ساندویچشان را خوشمزهتر میکرد.
حتما تنها نیست.
آدم که در این انجیر پزانِ مرداد،
رانیاش را رها نمیکند برود نان بخرد.
حتم دارم رانی برایِ زنیست که شاید حالا مشغولِ خرد کردن کاهوهاست ..
°
°
@naahiit