#استوری
°•عاشقم یار،توی تنها امیدم ...💞
💜
💙
💚
💛
🧡
❤️
═♥️ حرف دل ♥️═
═══♥️ℒℴνℯ♥️═══
@NABZESHGH
💓نبض عشق💓
#استوری °•عاشقم یار،توی تنها امیدم ...💞 💜 💙 💚 💛 🧡 ❤️ ═♥️ حرف دل ♥️═ ═══♥️ℒℴνℯ♥️═══
آرزومیکنم واسه همه #مجردهامون ازاین مدل....☝️🏻🙂🙃👻
چه کرده ای تو با دلم♥
که نبض من صدای توست😍
#کَنیزِ_حَضرتِ_رُبٰاب
#عاشقانه_مذهبی
═♥️ حرف دل ♥️═
═══♥️ℒℴνℯ♥️═══
@nabzeshgh
مرد میخواهد...
اینکه بگذری از آرزوهایت😔زنجیرهای دلبستگی را از خود رهاکنی گفتنش آسان است اگر عمل کردن به آن هم سهل بود به خیلی ها واژه ی #شهید اضافه میشد🖤
#کَنیزِ_حَضرتِ_رُبٰاب
#شهدای_مدافع_حرم
#شهدای_دفاع_مقدس
═♥️ حرف دل ♥️═
═══♥️ℒℴνℯ♥️═══
@nabzeshgh
تکرار هیچ چیز جز نماز♥دراین دنیا قشنگ نیست😍
#کَنیزِ_حَضرتِ_رُبٰاب
#دختران_فاطمی
═♥️ حرف دل ♥️═
═══♥️ℒℴνℯ♥️═══
@nabzeshgh
سلام سلام سلام اول ازاینکه امروزوچندروزاخیرکم بودم خیلی خیلی ببخشید
دومااینکه ممنون ازلطف همه شماوعزیزانی که شخصی تبریک عرض کردن ☺️💐
سومابابت رمان خیلی خیلی ببخشیدامشب تبادل نداریم درعوض رمان ارسال میشه🙂🙃
ممنون که اینقدرمهربون هستین☺️🌸
Loving you
is like breathing for life ...
دوست داشتن تو
مثله نفس کشیدن واسه زنده موندنه🍃
💜
💙
💚
💛
🧡
❤️
═♥️ حرف دل ♥️═
═══♥️ℒℴνℯ♥️═══
@NABZESHGH
زن ....
چنان بزرگ است که
اشرف موجوداتِ خداست....!
تا حدی که
یک گل، او را راضی میکند،
و یک کلمه، او را به کشتن میدهد....!
پس ای مرد!
مواظب دلِ یک زن باش....!
💜
💙
💚
💛
🧡
❤️
═♥️ حرف دل ♥️═
═══♥️ℒℴνℯ♥️═══
@NABZESHGH
💓نبض عشق💓
🌹🕊بسم الله القاصمـ الجبارین🕊🌹 🕌رمـــــان #دمشـــق_شہرعشق 🕌قسمٺ #نودونه _درگیریها خونه به خونه
🌹🕊بسم الله القاصمـ الجبارین🕊🌹
🕌رمـــــان #دمشـــق_شہرعشق
🕌قسمٺ #صد
_پادشاه عربستان داره پول جمع میکنه که این حرومزاده ها رو بیشتر تجهیز کنه!😞
و دیگر کاسه صبر مادرش هم سر رفته بود که مظلومانه از ابوالفضل پرسید
_میگن آمریکا و اسرائیل میخوان به سوریه حمله کنن، راسته؟😨
و احتمال همین حمله دل ابوالفضل را لرزانده بود که لحظه ای ماتش برد..😥
و به تنهایی مرد هر دردی بود که دلبرانه خندید و خاطرش را تخت کرد
_نه مادر! اینا از این حرفا زیاد میزنن!😊
سپس چشمانش درخشید و از لبهایش عصاره عشقش چکید
_اگه همه دنیا بخوان سوریه رو از پا دربیارن، #حاج_قاسم و ما #سربازای_سیدعلی مثل کوه پشتتون وایسادیم! 😎اینجا فرماندهی با حضرت زینبِ(س)! آمریکا و اسرائیل و عربستان کی هستن که بخوان غلط زیادی کنن!😎😊
و با همین چند کلمه کاری کرد که سر مصطفی بالا آمد.. و دل خودش دریای درد بود که لحنش گرفت
_ظاهراً ارتش تو داریا هم چندتاشون رو گرفته.
و دیگر داریا هم #امن نبود که رو به مصطفی بی ملاحظه حکم کرد
_باید از اینجا برید!😊
نگاه ما به دهانش مانده😳😨😥 و او میدانست چه آتشی زیر خاکستر داریا مخفی شده که محکم ادامه داد
_انشاءالله تا چند روز دیگه وضعیت زینبیه 💚تثبیت میشه، براتون یه جایی میگیرم که بیاید اونجا.😊
به قدری صریح صحبت کرد..
که مصطفی زبانش بند آمد و ابوالفضل آخرِ این قصه را دیده بود که با لحنی نرمتر توضیح داد
_میدونم کار و زندگی تون اینجاس، ولی دیگه صلاح نیس تو داریا بمونید!😊
بوی افطاری در خانه پیچیده..🍵
و ابوالفضل عجله داشت به زینبیه برگردد که بلافاصله از جا بلند شد...
شاید هم حس میکرد
ادامه دارد....
🌹نام نویسنده؛ خانم فاطمه ولی نژاد
🕌 #کپی_فقط_باذکرنام_نویسنده