داداشم کلاس آنلاین داره؛یه ربع همینطور داره میگه تو میتونی،تو میتونی_صداشم نمیشنوه_حالا داره تند تند دست میزنه افریننن بهتتت
_خلاصه که..کاش منم یه همچین دوستی؛
قرنها بعد که
هردوی ما خاک شدیم
زیبایی تو و اندوهِ من
همچنان خواهند زیست،
و مردم خواهند گفت:
آنها هردو یک نفر بودند ...
_میکل آنژ
دنبال آدمایی بگردید كه حال دلتونو خوب كنن،
بدونن كه كی باشن و كی نباشن،
آدمایی كه دلتنگ دیدنشون بشی و هرجا كه پا میذاری با خودت بگی كه چقدر جاشون خالیه...
بلد باشن با چشماشون بخندن و با دلاشون راه برن و با دستاشون ستاره بچینن
واسه بودنشون حریم بزارن و واسه حریمتون احترام...
اینكه وقتی دلت گرفت بیان و رنگ بپاشن به زندگیت و لحظه هات
مدام تورو یاد موزیكایی بندازن كه بارها و بارها باهاشون عاشق شدی...
یادت بندازن كه قلب داری
تو دنیاشون چیزی به اسم ساعت وجود نداشته باشه كه بهونه ای باشه واسه رفتن و نبودناشون.
كسی كه به جای همه ی دوست داشتنا،
دوسش داشته باشین، اونی كه بهترین اتفاق روزتون شنیدن صداش باشه و بودن در كنارش حتی قد نوشیدن یه استكان چای، طعم پرواز و از این شهر لعنتی بهتون هدیه بده
كسی كه عجیب شبیه اردیبهشت باشه...
_رهامولوی
من روزی خواهم خندید، اما در آن روز اشک میریزیچون میفهمی که هیچکس، هیچکس عزیزم، اندازهی من بلدت نبود.