عُمرم پاورچین پاٰورچین میرود. هنوز شیرینِ هیچ کوهکَنی نشدهام. توی تنهاییام میلولم و از رِتق و فتق امور و دلشورهی پول و درس و فردا را داشتن، خستهام. از منتظرِ کسی نبودن خستهام. از دلِ لندوک و سبُکم خستهام. [کاش سر و کلهات پیداٰ شود تا خالی از خودم و پُر از نور شوم.] تا دلواپس و دلتنگ و دلنگران تو باشم. کاش پیدا شوی. به خانهی تاریکم بیای تا چاٰی و قرابیه بادامی بخوریم. بعد با لبهای تَر و گرمت شانهی برهنهام را ببوسی و بگویی:«دلم میخواٰهد توی دامن گلدارت بمیرم!»... دلم براٰی دلم میسوزد!
_میمساداتهاشمی
جهنم واقعی اون لحظهایه که یک انسان احمق با اطلاعات اشتباه و ناقصش، حرفی رو با اعتماد به نفس کامل و طعنه و پوزخند بهت میزنه، و انقدر چاه حماقتش عمیقه که حتی دلت نمیخواد انرژی بذاری که از اون چاه خارجش کنی. در یأس مطلق و سکوت، فقط میشینی و از وجود چنین موجود ابلهی رنج میبری.
_پیپرکات
حقیقتش این است که تو باعث شدی من شدیدترین و عمیقترین احساسات را به تنهایی تحمل کنم. در عینحال فکر کنم که این شرایط حق من است و شایستهی وضعیت بهتری نیستم.
_روحپراگ
هرروز که میگذره دایرهی آدمایی که ازشون نمیترسم کوچیکتر میشه. همینطوری شد که قلبمم کوچیکتر شد.
_دِآلا
هدایت شده از •VIDOMA•
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همیشه همین بوده🙂😂
#بخندیم
❥𝑱𝒐𝒊𝒏•@instagram_eitaa
من میخواٰستم مادیان مغرور و زیبای خونهی مردی آریایی باشم که دستهاش برکت داره. غزل خوندن و نامه نوشتن و دلمه پیچیدن بلده تا کمک حالم باشه. میخواٰستم از او پسری داشته باشم که با نگاه کردنش یادم بیاد همهی اونچه از سر گذروندم بیهوده نبوده... من میخواٰستم از شالیزار و تاکستان و هور بنویسم عزیزم... زمونه من رو سیاٰسی کرد.