رفته بودم پیش بچای محل.
بعد داشتم میگفتم:وای فردا امتحان آمادگی داریم و اینا..از شانس خوبم دبیر دفاعی پشت سرم بود😂
بعد داشتم کفشم میپوشیدم که بچه ها با جیغ و داد تعطیل شدیم،تعطیل شدیم.منم قبل از اینکه خودم خوشحالی کنم رفتم پیش دبیر دفاعی گفتم:دیدین تعطیل شدیم؟گفت واقعا ؟!
انقدرررر حس خوبی بوددد
بعد ماهام بی جنبه ..
از اونجا بیرونمون کردم تا همین الان تو چیزِ سرما بیرون بودیم .
بالاخره اینجام رنگ تعطیلیو به خودش دید.:)))))))
هدایت شده از کتابخونه 📓
ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ؟ ﺩﯾﺮ ﺩﺭﯾﺎﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﻣﺴﺌﻮﻝ ﻃﺮﺯ
ﻓﮑﺮ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻧﯿﺴﺘﻢ. ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻫﺮﮐﻪ ﻫﺮﭼﻪ
ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﮕﻮﯾﺪ! ﭼﻪ ﺍﻫﻤﯿﺘﯽ ﺩﺍﺭﺩ؟ ﻣﻦ
ﺩﺭ ﻻﮎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍﺣﺖ ﺗﺮﻡ؛ ﺁﻥ ﺟﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ
ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﺑﯽ ﺩﻏﺪﻏﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩ. :)
-فروغ فرخزاد
⇢@BOOK_0 🌱
هدایت شده از •بغضخاکخورده۲۱۴۱•
انقد آدمای دورم خودشیفته و مغرور و خود شاخ پندارن که گاهی خودمم باورم میشه و احساس میکنم با انیشتین و ادیسون و بقیه علما و فضلا در ارتباطم .
-•[ߊܠܝ̇ߺحیܢ̣]•-
انقد آدمای دورم خودشیفته و مغرور و خود شاخ پندارن که گاهی خودمم باورم میشه و احساس میکنم با انیشتین
علما و فضلا رو هم که از هیشکی اسکی نرفتی،خدایی ناکرده...