eitaa logo
نهج البلاغه 📜
1.1هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
656 ویدیو
27 فایل
📍مطالعه ترتیبی کتاب ارزشمند نهج البلاغة 🖇به همراه شرح مختصر ارتباط با ادمین 👇 Yazahra256 کپی آزاد به شرط: _ 5صلوات جهت تعجیل در امر فرج
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹 سهم از حکمت ۳۹۰ تا حکمت ۴۰۲ ┄═❁🍃❈🌼❈🍃❁═┄ 📒 : مؤمن بايد شبانه روز خود را به سه قسم تقسيم كند، زمانی برای نيايش و عبادت پروردگار و زمانی برای تامين هزينه زندگی و زمانی برای واداشتن نفس به لذّتهایی كه حلال و مایهٔ زيبایی است. خردمند را نشايد جز آنكه در پی سه چيز حركت كند، كسب حلال برای تامين زندگی، يا گام نهادن در راه آخرت يا به دست آوردن لذتهای حلال. ┄═❁🍃❈🌼❈🍃❁═┄ 📒 : از حرام دنيا چشم پوش، تا خدا زشتيهای آن را به تو نماياند و غافل مباش كه لحظه ای از تو غفلت نشود. ┄═❁🍃❈🌼❈🍃❁═┄ 📒 : سخن گوييد تا شناخته شويد، زيرا كه انسان در زير زبان خود پنهان است. ┄═❁🍃❈🌼❈🍃❁═┄ 📒 : از دنيا آن مقدار كه به تو می رسد بردار و از آنچه روی گرداند، روی گردان و اگر نتوانی در جستجوی دنيا، نيكو تلاش كن. ┄═❁🍃❈🌼❈🍃❁═┄ 📒 : بسا سخن که از حمله مسلّحانه كارگرتر است. ┄═❁🍃❈🌼❈🍃❁═┄ 📒 : هر مقدار كه قناعت كنی كافی است. ┄═❁🍃❈🌼❈🍃❁═┄ 📒 : مرگ بهتر از تن به ذلت دادن، به اندك ساختن بهتر از دست نياز به سوی مردم داشتن است، اگر به انسان نشسته در جای خويش چيزی ندهند، با حركت و تلاش نيز نخواهند داد، روزگار دو روز است، روزی به سود تو و روزی به زيان تو است، پس آنگاه كه به سود تو است به خوشگذرانی و سركشی روی نياور و آنگاه كه به زيان تو است شكيبا باش. ┄═❁🍃❈🌼❈🍃❁═┄ 📒 : چه خوب است عطر مشك، تحمل آن سبك و آسان و بوی آن خوش و عطرآگين است. ┄═❁🍃❈🌼❈🍃❁═┄ 📒 : فخرفروشی را كنار بگذار، تكبّر و خود بزرگ بينی را رها كن، به ياد مرگ باش. ┄═❁🍃❈🌼❈🍃❁═┄ 📒 : همانا فرزند را بر پدر و پدر را بر فرزند حقی است؛ حق پدر بر فرزند اين است كه فرزند در همه چيز جز نافرمانی خدا، از پدر اطاعت كند و حق فرزند بر پدر آنكه نام نيكو بر فرزند نهد، خوب تربيتش كند و او را قرآن بياموزد. ┄═❁🍃❈🌼❈🍃❁═┄ 📒 : چشم زخم حقیقت دارد، استفاده از نيروهای مرموز طبيعت حقیقت دارد، سحر و جادو وجود دارد و فال نيك راست است و رويداد بد را بدشگون دانستن، درست نيست و اعتقاد به رسیدن بیماری به دیگری صحیح نیست، بوی خوش درمان و نشاط آور، عسل درمان کننده و نشاط آور، سواری بهبودی آور و نگاه به سبزه زار درمان کننده و نشاط آور است. ┄═❁🍃❈🌼❈🍃❁═┄ 📒 : هماهنگی در اخلاق و رسوم مردم، ايمن ماندن از دشمنی و كينه های آنان است. ┄═❁🍃❈🌼❈🍃❁═┄ 📒 : (شخصی در حضور امام سخنی بزرگتر از شان خود گفت، فرمود،) پر درنياورده پرواز كردی و در خردسالی آواز بزرگان سر دادی (شكير، نخستين پرهایی است كه بر بال پرنده می رويد و نرم و لطیف است و سقب، شتر خردسال است زيرا شتر بانگ در نياورد تا بالغ شود.) ┄═❁🍃❈🌼❈🍃❁═┄ 〰〰〰〰〰〰〰〰 @nahjamira
1_1168176083.mp3
6.64M
🔈ختم گویای در ۱۹۲ روز. 🌺 طرح باعلی تامهدی (علیهما السلام) 🔷سهم : از حکمت ۳۹۰ تا ۴۰۲ نهج_البلاغه ┄┄┅┅✿❀🌿🌹🌿❀✿┅┅┄┄ @nahjamira
1_1168286842.mp3
1.95M
🔊 گزارش موضوعات مهم حکمت ۳۹۰ تا ۴۰۲ 🎙حجت الاسلام مهدوی ارفع 🌹 طرح «باعلی تا مهدی» علیهما السلام ┄┄┅┅✿❀🌿🌼🌿❀✿┅┅┄┄ @nahjamira
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
‍ 🌷 – قسمت 2⃣4⃣ ✅ 💥 یک روز عصر، نان خریده بودم و داشتم برمی‌گشتم. زن‌های همسایه جلوی در خانه‌ای ایستاده بودند و با هم حرف می‌زدند. خیلی دلتنگ بودم. بعد از سلام و احوال‌پرسی تعارفشان کردم بیایند خانه‌ی ما. گفتم: « فرش می‌اندازم توی حیاط. چایی هم دم می‌کنم و با هم می‌خوریم. » قبول کردند. 💥 در همین موقع، مردی از ته کوچه بدو‌بدو آمد طرفمان. یک جارو زده بود زیر بغلش و چند تا کتاب هم گرفته بود دستش. از ما پرسید: « شما اهل روستای حاجی‌آباد هستید؟! » ما به هم نگاه کردیم و جواب دادیم: « نه. » مرد پرسید: « پس اهل کجا هستید؟! » صمد سفارش کرده بود، خیلی مواظب باشم. با هر کسی رفت و آمد نکنم و اطلاعات شخصی و خانوادگی هم به کسی ندهم. به همین خاطر حواسم جمع بود و چیزی نگفتم. 💥 مرد یک‌ریز می‌پرسید: « خانه‌تان کجاست؟! شوهرتان چه‌کاره است؟! اهل کدام روستایید؟! » من که وضع را این‌طور دیدم، کلید انداختم و در حیاط را باز کردم. یکی از زن‌ها گفت: « آقا شما که این‌همه سؤال دارید، چرا از ما می‌پرسید. اجازه بدهید من شوهرم را صدا کنم. حتماً او بهتر می‌تواند شما را راهنمایی کند. » مرد تا این حرف را شنید، بدون خداحافظی یا سؤال دیگری بدوبدو از پیش ما رفت. وقتی مرد از ما دور شد، زن همسایه گفت: « خانم ابراهیمی! دیدی چطور حالش را گرفتم. الکی به او گفتم حاج‌آقامان خانه است. اتفاقاً هیچ‌کس خانه‌مان نیست. » 💥 یکی از زن‌ها گفت: « به نظر من این مرد دنبال حاج‌آقای شما می‌گشت. از طرف منافق‌ها آمده بود و می‌خواست شما را شناسایی کند تا انتقام آن منافق‌هایی را که حاج‌آقای شما دستگیرشان کرده بود بگیرد. » با شنیدن این حرف، دلهره به جانم افتاد. بیشتر دلواپسی‌ام برای صمد بود. می‌ترسیدم دوباره اتفاقی برایش بیفتد. 💥 مرد بدجوری همه را ترسانده بود. به همین خاطر همسایه ها به خانه‌ی ما نیامدند و رفتند. من هم در حیاط را سه‌قفله کردم. حتی درِ توی ساختمان را هم قفل کردم و یک چهارپایه گذاشتم پشت در. 💥 آن شب صمد خیلی زود آمد. آن وضع را که دید، پرسید: « این کارها چیه؟! » ماجرا را برایش تعرف کردم. خندید و گفت: « شما زن‌ها هم که چقدر ترسویید. چیزی نیست. بی‌خودی می‌ترسی. » بعد از شام، صمد لباسش را پوشید. پرسیدم: « کجا؟! » گفت: « می‌روم کمیته کار دارم. شاید چند روز نتوانم بیایم. » گریه‌ام گرفته بود. با التماس گفتم: « می‌شود نروی؟ » با خونسردی گفت: « نه. » گفتم: « می ترسم. اگر نصف شب آن مرد و دار و دسته اش آمدند چه‌کار کنم؟! » صمد اول قضیه را به خنده گرفت؛ اما وقتی دید ترسیده ام، کُلت کمری‌اش را داد به من و گفت: « اگر مشکلی پیش آمد، از این استفاده کن. » بعد هم سر حوصله طرز استفاده از اسلحه را یادم داد و رفت. 💥 اسلحه را زیر بالش گذاشتم و با ترس و لرز خوابیدم. نیمه‌های شب بود که با صدایی از خواب پریدم. یک نفر داشت در می‌زد.  اسلحه را برداشتم و رفتم توی حیاط. هر چقدر از پشت در گفتم: « کیه؟ » کسی جواب نداد. دوباره با ترس و لرز آمدم توی اتاق که در زدند. مانده بودم چه‌کار کنم. مثل قبل ایستادم پشت در و چند بار گفتم: « کیه؟! » این بار هم کسی جواب نداد. چند بار این اتفاق تکرار شد. یعنی تا می‌رسیدم توی اتاق، صدای زنگ در بلند می‌شد و وقتی می‌رفتم پشت درکسی جواب نمی‌داد. 💥  دیگر مطمئن شده بودم یک نفر می‌خواهد ما را اذیت کند. از ترس تمام چراغ‌ها را روشن کردم. بار آخری که صدای زنگ آمد، رفتم روی پشت‌بام و همان‌طور که صمد یادم داده بود اسلحه را آماده کردم. دو مرد وسط کوچه ایستاده بودند و با هم حرف می‌زدند. حتماً خودشان بودند. اسلحه را گرفتم روبه‌رویشان که یک‌دفعه متوجه شدم یکی از مردها، همسایه‌ی این‌طرفی‌مان، آقای عسگری، است که خانمش پا به ماه بود. آن‌قدر خوشحال شدم که از همان بالای پشت‌بام صدایش کردم و گفتم: « آقای عسگری شمایید؟! » بعد دویدم و در را باز کردم. 💥 آقای عسگری، که مرد محجوب و سربه‌زیری بود، عادت داشت وقتی زنگ می‌زد، چند قدمی از در فاصله می‌گرفت. به همین خاطر هر بار که پشت در می‌رسیدم، صدای مرا نمی‌شنید. آمده بود از من کمک بگیرد. خانمش داشت زایمان می‌کرد. 🔰ادامه دارد...🔰
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
دوشنبه سوری همراه اولی آخرين دوشنبه هر ماه از جوايز و هداياي همراه اول بهره مند شويد. پيشنهاد دوشنبه 28 آذر بسته‌هاي رايگان اينترنت (يكروزه از 5صبح تا 5عصر) از 500 مگابايت تا 100 گيگابايت و بسته‌های رایگان مکالمه درون شبکه و تلفن ثابت از 10 تا 100 دقیقه با شماره گيری *100*64#
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌹 سهم : از حکمت ۴۰۳ تا حکمت ۴۱۶ ┄━━•●❥◦❈🌿🌹🌿❈◦❥●━━┄ 📒 : كسی كه به كارهای گوناگون پردازد خوارشده، پيروز نمی گردد. ┄━━•●❥◦❈🌿🌹🌿❈◦❥●━━┄ 📒 : (از امام معنی لا حول و لا قوه الا بالله، را پرسيدند، پاسخ داد:) ما برابر خدا مالك چيزی نيستيم و مالك چيزی نمی شويم جز آنچه او به ما بخشيده است، پس چون خدا چيزی به ما ببخشد كه خود سزاوارتر است، وظایفی نيز بر عهده ما گذاشته و چون آن را از ما گرفت تكليف خود را از ما برداشته است. ┄━━•●❥◦❈🌿🌹🌿❈◦❥●━━┄ 📒 : (چون عمّار پسر ياسر با مغيره بن شعبه بحث می كرد و پاسخ او را می داد، امام به او فرمود:) ای عمار! مغيره را رهاكن، زيرا او از دين به مقداری كه او را به دنيا نزديك كند، برگرفته و به عمد حقائق را بر خود پوشيده داشت، تا شبهات را بهانه لغزشهای خود قرار دهد. ┄━━•●❥◦❈🌿🌹🌿❈◦❥●━━┄ 📒 : چه نيكو است فروتنی توانگران برابر مستمندان، برای به دست آوردن پاداش الهی و نيكوتر از آن خويشتنداری مستمندان برابر توانگران برای توكل به خداوند است. ┄━━•●❥◦❈🌿🌹🌿❈◦❥●━━┄ 📒 : خدا عقل را به انسانی نداد جز آنكه روزی او را با كمك عقل نجات بخشيد. ┄━━•●❥◦❈🌿🌹🌿❈◦❥●━━┄ 📒 : هركس با حق درافتاد نابود شد. ┄━━•●❥◦❈🌿🌹🌿❈◦❥●━━┄ 📒 : قلب، كتاب چشم است (آنچه چشم بنگرد در قلب نشيند.) ┄━━•●❥◦❈🌿🌹🌿❈◦❥●━━┄ 📒 : تقوی در رأس همه ارزشهای اخلاقی است. ┄━━•●❥◦❈🌿🌹🌿❈◦❥●━━┄ 📒 : با آن كس كه تو را سخن آموخت به درشتی سخن مگو و با كسي كه راه نيكو سخن گفتن، به تو آموخت لاف بلاغت مزن. ┄━━•●❥◦❈🌿🌹🌿❈◦❥●━━┄ 📒 : در تربيت خويش تو را بس كه از آنچه بر ديگران نمی پسندی دوری کنی. ┄━━•●❥◦❈🌿🌹🌿❈◦❥●━━┄ 📒 : در مصيبتها يا چون آزادگان بايد شكيبا بود و يا چون ابلهان خود را به فراموشی زد. ┄━━•●❥◦❈🌿🌹🌿❈◦❥●━━┄ 📒 : (در روايت ديگری آمد كه اشعث بن قيس را در مرگ فرزندش اينگونه تسليت داد) يا چون مردان بزرگوار شكيبا و يا چون چهارپايان بی تفاوت باش. ┄━━•●❥◦❈🌿🌹🌿❈◦❥●━━┄ 📒 : دنیا فريب می دهد، زيان می رساند تند می گذرد، از اين رو خدا دنيا را پاداش دوستان خود نپسنديد و آن را جايگاه كيفر دشمنان خود قرار نداد و همانا مردم دنيا چون كاروانی باشند كه هنوز بارانداز نكرده كاروانسالار بانگ كوچ سر دهد تا بار بندند و برانند. ┄━━•●❥◦❈🌿🌹🌿❈◦❥●━━┄ 📒 : (به فرزندش امام مجتبی علیه السلام فرمود) : چيزی از دنيای حرام برای پس از مرگت باقی مگذار، زيرا آنچه از تو می ماند نصيب يكی از دو تن خواهد شد، يا شخصی است كه آن را در طاعت خدا به كار گيرد، پس سعادتمند می شود به چيزی كه تو را به هلاكت افكنده است و يا شخصی كه آن را در نافرمانی خدا به كار گيرد، پس هلاك می شود به آنچه كه تو جمع آوری كردی، پس تو در گناه او را ياری نموده ای، كه هيچ يك از اين دو نفر سزاوار آن نيستيد تا بر خود مقدم داری. (اين حكمت بگونه ديگری نيز نقل شد) پس از ستايش پروردگار! آنچه از دنيا هم اكنون در دست تو است، پيش از تو در دست ديگران بود و پس از تو نيز به دست ديگران خواهد رسيد و همانا تو برای دو نفر مال خواهی اندوخت، يا شخصی كه اموال جمع شده تو را در طاعت خدا به كار گيرد پس سعادتمند می شود به آنچه كه تو را نگون بخت ساخت، يا كسی است كه آن را در گناه به كار اندازد، پس با اموال جمع شده تو هلاك خواهد شد كه هيچ يك از اين دو نفر سزاوار نيستند تا بر خود مقدّمشان بداری و بار آنان را بر دوش كشی، پس برای گذشتگان رحمت الهی و برای بازماندگان روزی خدا را اميدوار باش. ┄━━•●❥◦❈🌿🌹🌿❈◦❥●━━┄ 〰〰〰〰〰〰〰〰 @nahjamira
1_1169419931.mp3
8.03M
🔈ختم گویای در ۱۹۲ روز. 🌺 طرح باعلی تامهدی (علیهما السلام) 🔷سهم : از حکمت ۴۰۳ تا ۴۱۶ ┄┄┅┅✿❀🌿🌹🌿❀✿┅┅┄┄ @nahjamira
1_1169421716.mp3
2.98M
🔊 گزارش موضوعات مهم حکمت ۴۰۳ تا ۴۱۶ 🎙حجت الاسلام مهدوی ارفع 🌹 طرح «باعلی تا مهدی» علیهما السلام ┄┄┅┅✿❀🌿🌼🌿❀✿┅┅┄┄ @nahjamira
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا