سهم #روز_شصت_ونهم : از نامه ۵۰ تا نامه ۴۸ #نهج_البلاغه
┄┄┅┅✿❀🌿🌹🌿❀✿┅┅┄┄
📜 #نامه50 : نامه به اميران سپاه خود
1️⃣ پرهيز از غرورزدگی در نعمتها
🔻از بنده خدا علی بن ابيطالب ، اميرمؤمنان ، به نيروهای مسلح و مرزداران كشور، پس از ياد خدا و درود، همانا بر زمامدار واجب است كه اگر اموالی به دست آورد يا نعمتی مخصوص او شد، دچار دگرگونی نشود و با آن اموال و نعمتها بيشتر به بندگان خدا نزديك و به برادرانش مهربانی بیشتری روا دارد.
2️⃣ مسؤوليتهای رهبری و نظاميان
🔻آگاه باشيد حق شما بر من آن است كه جز اَسرار جنگی هيچ رازی را از شما پنهان ندارم و كاری را جز حكم شرع بدون مشورت، با شما انجام ندهم و در پرداخت حق شما كوتاهی نكرده و در وقت تعيين شده آن بپردازم و با همه شما به گونه ای مساوی رفتار كنم. پس وقتی من مسؤوليتهای يادشده را انجام دهم، بر خداست كه نعمتهای خود را بر شما ارزانی دارد و اطاعت من بر شما لازم است و نبايد از فرمان من سرپيچی كنيد و در انجام آنچه صلاح است سستی ورزيد و برای رسيدن به حق تلاش كنيد، حال اگر شما پايداری نكنيد، خوارترين افراد نزد من انسان كج رفتار است كه او را به سختی كيفر خواهم داد و هيچ راه فراری نخواهد داشت، پس دستورالعملهای ضروری را از فرماندهانتان دريافت داشته و از فرماندهان خود در آنچه كه خدا امور شما را اصلاح می كند اطاعت كنيد، با درود.
┄┄┅┅✿❀🌿🌹🌿❀✿┅┅┄┄
📜 #نامه49: نامه به معاويه
🔹هشدار به معاويه از دنيا پرستی
🔻پس از ياد خدا و درود، همانا دنيا انسان را به خود سرگرم و از ديگر چيزها باز می دارد، دنياپرستان چيزی از دنيا به دست نمی آورند جز آن كه دری از حرص به رويشان گشوده و آتش عشق آنان تندتر می گردد، كسی كه به دنيای حرام برسد از آنچه به دست آورده راضی و بی نیاز نيست و در فكر آن است كه به دست نياورده اما سرانجام آن، جدا شدن از فراهم آورده ها و به هم ريختن بافته شده هاست، اگر از آنچه گذشته عبرت گيری، آنچه را كه باقی مانده توانی حفظ كرد. با درود.
┄┄┅┅✿❀🌿🌹🌿❀✿┅┅┄┄
📜 #نامه48 : نامه به معاويه
🔹 اندرز دادن دشمن
🔻همانا ستمگری و دروغ پردازی انسان را در دين و دنيا رسوا می كند و عيب او را نزد عيب جويان آشكار می سازد و تو می دانی آنچه كه از دست رفت باز نمی گردد گروهی باطل طلبيدند و خواستند با تفسير دروغين حكم خدا را دگرگون سازند و خدا آنان را دروغگو خواند، معاويه! از روزی بترس كه صاحبان كارهای پسنديده خوشحالند و تأسف می خورند كه چرا عملشان اندك است، آن روز كسانی كه مهار خويش در دست شيطان دادند سخت پشيمانند. تو ما را به داوری قرآن خواندی، در حالیكه خود اهل قرآن نيستی و ما هم پاسخ مثبت به تو نداديم، بلكه داوری قرآن را گردن نهاديم. با درود.
┄┄┅┅✿❀🌿🌹🌿❀✿┅┅┄┄
#نهضت_جهانی_نهج_البلاغه_خوانی
〰〰〰〰〰〰〰〰
1_1217977777.mp3
2.84M
🔊 گزارش موضوعات مهم نامه ۵۰ تا نامه ۴۸
🎙حجت الاسلام مهدوی ارفع
🌹 طرح «باعلی تا مهدی» علیهما السلام
#ندای_نهج_البلاغه
#نهضت_جهانی_نهج_البلاغه_خوانی
#روز_شصت_ونهم
┄┄┅┅✿❀🌿🌼🌿❀✿┅┅┄┄
1_1217974361.mp3
6.38M
🔈ختم گویای #نهج_البلاغه در ۱۹۲ روز.
🌺 طرح باعلی تامهدی (علیهما السلام)
🔷 سهم #روز_شصت_ونهم : نامه ۵۰ تا نامه ۴۸
#ندای_نهج_البلاغه
#نهضت_جهانی_نهج_البلاغه_خوانی
┄┄┅┅✿❀🌿🌹🌿❀✿┅┅┄┄
🌷 #دختر_شینا – قسمت 9⃣6⃣
✅ #فصل_شانزدهم
💥 بغض گلویم را گرفته بود، گفتم: « مجروحها و شهدا چی؟! »
جوابی نداد.
گفتم: « کاش رانندگی بلد بودم. »
دوباره دنده عوض کرد و بیشتر از قبل گاز داد. گفت: « به امید خدا میرویم. ان شاءاللّه فردا صبح برمیگردم. »
💥 چشمهایم در آن تاریکی دودو میزد. یک لحظه چهرهی آن نوجوان از ذهنم پاک نمیشد. فکر میکردم الان کجاست؟! چهکار میکند؟ اصلاً آن سیصد نفر دیگر توی آن درهی سرد بدون غذا چطور شب را میگذرانند. گردانهای دیگر چه؟! مجروحین، شهدا!
💥 فردای آن روز تا به همدان رسیدیم، صمد برگشت پادگان ابوذر و تا عید نیامد. اواخر خردادماه 1364 بود. چند هفتهای میشد حالم خوب نبود. سرم گیج میرفت و احساس خوابآلودگی میکردم.
یک روز به سرم زد بروم دکتر. بچهها را گذاشتم پیش همسایهمان، خانم دارابی، و رفتم درمانگاه. خانم دکتری که آنجا بود بعد از معاینه، آزمایشی داد و گفت: « اول بهتر است این آزمایشها را انجام بدهی. »
آزمایشها را همان روز دادم و چند روز بعد جوابش را بردم درمانگاه.
💥 خانم دکتر تا آزمایش را دید، گفت: « شما که حامله اید! »
یک دفعه زمین و زمان دور سرم چرخید. دستم را از گوشهی میز دکتر گرفتم که زمین نخورم. دست و پایم بیحس شد و زیر لب گفتم: « یا امام زمان! »
خانم دکتر دستم را گرفت و کمک کرد تا بنشینم و با مهربانی گفت: « عزیزم. چی شده؟! مگر چند تا بچه داری؟ »
با ناراحتی گفتم: « بچهی چهارمم هنوز شش ماهه است. »
💥 دکتر دستم را گرفت و گفت: « نباید به این زودی حامله میشدی؛ اما حالا هستی. به جای ناراحتی، بهتر است به فکر خودت و بچهات باشی. از این به بعد هم هر ماه بیا پیش خودم تا تحت نظر باشی. »
گفتم: « خانم دکتر! یعنی واقعاً این آزمایش درست است؟! شاید حامله نباشم. »
دکتر خندید و گفت: « خوشبختانه یا متأسفانه باید بگویم آزمایشهای این آزمایشگاه صحیح و دقیق است.
💥 نمیدانستم چهکار کنم. کجا باید میرفتم. دردم را به کی میگفتم. چهطور میتوانستم با این همه بچهی قد و نیمقد دوباره دورهی حاملگی را طی کنم. خدایا چهطور دوباره زایمان کنم. وای دوباره چه سختیهایی باید بکشم. نه من دیگر تحمل کهنه شستن و کار کردن و بچه بزرگ کردن را ندارم.
💥 خانم دکتر چند تا دارو برایم نوشت و کلی دلداریام داد. او برایم حرف میزد و من فکرم جای دیگری بود. بلند شدم. از درمانگاه بیرون آمدم. توی محوطهی درمانگاه جای دنجی زیر یک درخت دور از چشم مردم پیدا کردم و نشستم. چادرم را روی صورتم کشیدم و هایهای گریه کردم.
کاش خواهرم الان کنارم بود. کاش شینا پیشم بود. کاش صمد اینجا بود. ای خدا! آخر چرا؟! تو که زندگی مرا میبینی. میدانی در این شهر تنها و غریبم. با این بیکسی چطور میتوانم از پس این همه کار و بچه بربیایم. خدایا لااقل چارهای برسان. برای خودم همینطور حرف میزدم و گریه میکردم.
💥 وقتی خوب سبک شدم، رفتم خانه. بچهها، خانهی خانم دارابی بودند. وقتی میخواستم بچهها را بیاورم، خانم دارابی متوجه ناراحتیام شد. ماجرا را پرسید. اول پنهان کردم، اما آخرش قضیه را به او گفتم. دلداریام داد و گفت: « قدم خانم! ناشکری نکن. دعا کن خدا بچهی سالم بهت بده. »
💥 با ناراحتی بچهها را برداشتم و آمدم خانه. یکراست رفتم در کمد لباسها را باز کردم. پیراهن حاملگیام را برداشتم که سر هر چهار تا بچه آن را میپوشیدم. با عصبانیت پیراهن را از وسط جر دادم و تکهتکهاش کردم. گریه میکردم و با خودم میگفتم: « تا این پیراهن هست، من حامله میشوم. پارهاش میکنم تا خلاص شوم. »
بچهها که نمیدانستند چهکار میکنم، هاج و واج نگاهم میکردند. پیراهن پارهپاره شده را ریختم توی سطل آشغال و با حرص در سطل را محکم بستم »
🔰ادامه دارد...🔰
#حدیث_نور
✨امام علی(علیهالسلام) فرمودند:
خودت و خانواده ات و نزديكانت و كسانى كه به آنان علاقه دارى، با مردم منصفانه رفتار كنيد و با دوست و دشمن به عدالت رفتار كن.✨
🌹سهم #روز_هفتادم ، نامه ۴۷ تا نامه ۴۶ #نهج_البلاغه
┄═❁🍃❈🌼🍃🌼❈🍃❁═┄
📜 #نامه47 : وصيت امام (علیه السلام) به حسن و حسين(علیهما السلام) پس از ضربت ابن ملجم (که لعنت خدا بر او باد) که در رمضان سال ٤٠ هجری در شهر کوفه مطرح فرمود.
1️⃣ پندهای جاودانه
🔻شما را به ترس از خدا سفارش می كنم به دنيا روی نياوريد، گرچه به سراغ شما آيد و بر آنچه از دنيا از دست می دهيد اندوهناك مباشيد، حق را بگوييد و برای پاداش الهی عمل كنيد. دشمن ستمگر و ياور ستمديده باشيد. شما را و تمام فرزندان و خاندانم را و كسانی را كه اين وصيت به آنها می رسد به ترس از خدا و نظم در امور زندگی و ايجاد صلح و آشتی در ميانتان سفارش می كنم، زيرا من از جدّ شما پيامبر (صلی الله علیه السلام) شنيدم كه می فرمود: (اصلاح دادن بين مردم از نماز و روزه يكسال برتر است.) خدا را! خدا را! درباره يتيمان، نكند آنان گاهی سير و گاه گرسنه بمانند و حقوقشان ضايع گردد. خدا را! خدا را! درباره همسايگان،حقوقشان را رعايت كنيد كه وصيت پيامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) شماست، همواره به خوش رفتاری با همسايگان سفارش می كرد تا آنجا كه گمان برديم برای آنان ارثی معين خواهد كرد. خدا را! خدا را! درباره قرآن مبادا ديگران در عمل كردن به دستوراتش از شما پيشی گيرند.
خدا را! خدا را! درباره نماز همانا كه ستون دين شماست. خدا را! خدا را! درباره خانه خدا، تا هستيد آن را خالی مگذاريد زيرا اگر كعبه خالی شود مهلت داده نمی شويد. خدا را! خدا را! درباره جهاد با اموال و جانها و زبانهای خويش در راه خدا. بر شما باد به پيوستن با يكديگر و بخشش همديگر، مبادا از هم روی گردانيد و پيوند دوستی را از بين ببريد، امر به معروف و نهی از منكر را ترك نكنيد كه بدان شما بر شما مسلط می گردند، آنگاه هر چه خدا را بخوانيد جواب ندهد. (سپس فرمود؛ )
2️⃣ سفارش به رعايت مقرّرات عدالت در قصاص
🔻 ای فرزندان عبدالمطلب! مبادا پس از من دست به خون مسلمين فرو بريد و بگوييد: اميرمؤمنان كشته شد، بدانيد جز كشنده من كسی ديگر نبايد كشته شود. درست بنگريد، اگر من از ضربت او مردم، او را تنها يك ضربت بزنيد و دست و پا و ديگر اعضای او را مبريد، من از رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) شنيدم كه فرمود: (بپرهيزيد از بريدن اعضای مرده هر چند سگ ديوانه باشد.)
┄═❁🍃❈🌼🍃🌼❈🍃❁═┄
📜 #نامه46 :نامه به يكی از فرماندهان خود
🔹مسؤوليت فرمانداری و اخلاق اجتماعی
🔻پس از ياد خدا و درود، همانا تو از كسانی هستی كه در ياری دين از آنها كمك می گيرم و سركشی و غرور گناهكاران را درهم می كوبم و مرزهای كشور اسلامی را كه در تهديد دشمن قرار دارند حفظ می كنم، پس در مشكلات از خدا ياری جوی و درشت خویی را با اندك نرمی بياميز، در آنجا كه مدارا كردن بهتر است مدارا كن و در جایی كه جز با درشتی كار انجام نگيرد درشتی كن، پر و بالت را برابر رعيت بگستران، با مردم گشاده روی و فروتن باش و در نگاه و اشاره چشم، در سلام كردن و اشاره نمودن با همگان يكسان باش، تا زورمندان در ستم تو طمع نكنند و ناتوانان از عدالت تو مايوس نگردند، با درود.
┄═❁🍃❈🌼🍃🌼❈🍃❁═┄
#نهضت_جهانی_نهج_البلاغه_خوانی
〰〰〰〰〰〰〰〰
@nahjamira
1_1220880558.mp3
3.34M
🔊 گزارش موضوعات مهم نامه ۴۷ تا نامه ۴۶
🎙حجت الاسلام مهدوی ارفع
🌹 طرح «باعلی تا مهدی» علیهما السلام
#ندای_نهج_البلاغه
#نهضت_جهانی_نهج_البلاغه_خوانی
#روز_هفتادم
┄┄┅┅✿❀🌿🌼🌿❀✿┅┅┄┄
@nahjamira
1_1220823730.mp3
7.24M
🔈ختم گویای #نهج_البلاغه در ۱۹۲ روز.
🌺 طرح باعلی تامهدی (علیهما السلام)
🔷 سهم #روز_هفتادم : نامه ۴۷ تا ۴۶
#ندای_نهج_البلاغه
#نهضت_جهانی_نهج_البلاغه_خوانی
┄┄┅┅✿❀🌿🌹🌿❀✿┅┅┄┄
@nahjamira