" ناجــه "
- صدایِ تقتقِ باران روی شیشههای پنجره، لبخند ملیحی را روی لبهایم نشاند.
در حیاط را باز کردم و به آسمان نگاه کردم.
باران ، آرام و نمنم میبارید.
به ساعت نگاه کردم، یک ساعت دیگر با رفیقم قرار داشتم.
بهش پیام دادم لباس گرم بردار و حتی به ذهنم هم خطور نمیکرد قرار کنسل شود!
چند دقیقه بعد، آنقدر باران شدت گرفت که در عرض چندثانیه تمام لباسهایم خیس شد و مجبور شدم بروم داخل...
پیام دادم چیکار کنیم؟ گفت قسمت نیست و انشاءالله بماند برای فردا.
غمگین شدم. دیگر حتی حوصلهی بیرون رفتن هم نداشتم...
ساعت ۹ شب، بعد از رفتن مهمانهایِ ناگهانی، بابا آماده شد که برود.
گفتم منم میآیم و رفتم...
هنوز باران میآمد ، نمنم و دوستداشتنی :)
به محل تجمع که رسیدم، همه سرپا ایستاده بودند. مرد و زن و بچه ، ایستاده شعار میدادند و مجری برنامه را همراهی میکردند.
در دل به صبوریشان ، به پایکار بودن و خسته نشدنشان آفرین گفتم و همراه جمعیت شعار دادم.
عکسِ حضرت آقا، با لیوان چای در دست، همیشه همراهم بود.
عجیب این عکس را دوست داشتم، یادگاری راهیان نور امسال بود .
وسط شعاردادنها ، دختری با پوشیه دیدم که پرچم بزرگی روی شانههایش گذاشته بود.
اقتدارش را دوست داشتم، موبایلم را بیرون آوردم و حضورش را ثبت کردم...
گرم صحبت با رفقا بودم که نگاهم به ساعتم افتاد.
چقدر زود زمان رفتن رسیده بود و من چقدر دوست داشتم هنوز بمانم و لحظاتِ بیتکرار این شبها را در ذهن و در دوربینم ثبت کنم : )
این شبها، شبهای عجیبیست .
و من مطمئنم ایران در طول تاریخ چندهزارسالهاش ، هیچوقت این وحدت را به چشم ندیده بود...
وحدتی که با وجود برف و باران و سرما هم از بین نمیرود!
- گلنار .
هدیهای که نشان از دوست دارد ،
و از طرف دوست به من رسیده است : )✨
پ.ن : قمرک ، ساخته شده از سنگِ داخلیِ حرمِ قمربنیهاشم😭
" ناجــه "
- مدتها بود که هدیهی تولدم به دستش رسیده بود، اما حال و هوای این روزها ، مجالِ دیدار نمیداد...
بالاخره امشب بعد از یک ماه دوری و دلتنگی ، به وصالِ دوست رسیدم...
وصالی که عطر و نشانِ پیوند دهندهی قلبهایمان را داشت ؛
عطر امامحسین(ع) و برادرش حضرت عباس(ع)🥺✨
آخر من رزقِ رفاقت با او را از امامحسین(ع) گرفته بودم و حالا تکتک لحظاتش گره خورده به نام مقدسِ حسین(ع)🤍
قمرک ، نشانیست از حرم عموعباس ، تا در سختترین روزهای زندگی ، نگاهش کنم و یادم بیاید کفیلِ زندگیام، اوست!
این گردنبند، خاصترین و ارزشمندترین هدیهی تولد تمامِ عمرم است : )))))))
و من ممنونم از او ، بابتِ این رزقِ دلنواز☁️🪴
- گلنار .
" ناجــه "
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_s74z3l&btn=ناجه.؛
ماهم از این ناشناسها💘😌
حرف بزنیم خوشگلخانوما ؟ : )
گاه باید خندید ، بر غمِ بیپایان ؛
گاه باید روئید ، از پسِ یکباران : )🌱
" ناجــه "
[✨🌝]
آمدهام بگویم : حق داری :)🫂
حق داری اگر خشمگینی،
اگر غمگینی و اگر حالت خوب نیست.
حق داری اگر هرچه میگردی، دلایل روشنت برای زیستن را پیدا نمیکنی و در جهانِ هزار رنگت، همه چیز رنگ باخته. اگر لبخندهایت سیاه و سفید شده و آدمهای جهانت، خاکستری و نیلیِ مایل به سیاه!
حق داری اگر خورشید و ماه و ستارگان، تو را مثل روزهای قبل، به وجد نمیآورند و برای رسیدنهایت، مثل روزهای قبل اشتیاق نداری.
حق داری اگر فکر میکنی هزار سال از روزگار جوانیات گذشته و تو هزار سال پیرتر شدهای.
حق داری عزیزِ من🤍🌱
اما مبادا زیستن را از یاد ببری!
مبادا جزئیات پیشِ پا افتادهی جهان، تو را دیگر به هیجان نیاورد و به این بیرمق زیستن عادت کنی!
عادت نکن نیلوفرِ مرداب،
عادت نکن گل همیشه بهار،
ما دوباره سبز خواهیمشد...🪴
- نرگسصرافیانطوفان *